لیاقت میخواهد 'ما' شدن... لیاقت میخواهد 'شریک' شدن... تو خوش باش با همین 'بودن' های امروزت من خوشم با خلوت 'تنهایی ام' تو بخند به امروز من من میخندم به "فرداهایت"!
یه بار جوگیر شدم یه پیرمرد کور رو به زور از خیابون رد کردم، دیدم یه چیزایی می گفتا شلوغ بود توجه نکردم. اون ور خیابون با عصا منو زد و گفت :احمق، من اونجا منتظر پسرم بودم!!!


13 سال و 6 ماه و 10 روز و 15 ساعت قبل