دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

asiye

ازگلایه های دنیا سهم من فقط سکوت بود درباره »
asiye
زن - مجرد

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(71 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

asiye
asiye

آنقدر حسرت یکبار چشم در چشم شدن با تو در وجودم موج میزند که به آینه ی اتاقت هم حسادت میکنم !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
asiye
asiye

اگه یه روز فرزندی داشته باشم، بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک می‌خرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می‌ده. بهش یاد می‌ده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. بهش یاد می‌ده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه. و مهمتر از همه بهش یاد می‌ده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...

asiye
asiye

دیدن عکست تمام سهم من است... از " تــــــــــــو " آن را هم جیره بندی کرده ام ... تا مبادا توقعش زیاد شود !!! دل است دیگر ... ممکن است فردا خودت را از من بخواهد ...

asiye
asiye

مرده شور اونایی رو ببرن که نه لیاقت موندن دارن نه جسارت رفتن! هی میرن و برمیگردن و گند میزنن به زندگی ادم..

asiye
asiye

کاش مثل مژه های چشم بودیم... هر لحظه به یکدیگر میرسیدیم... وقتی هم خسته مان میشد در آغوش هم بودیم

asiye
asiye

وقتی عشقت تنهات گذاشت … نگران خودت نباش که بدون اون چی کار کنی،شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
asiye
asiye

بــعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی ... بــعضی زخمها ، ... ... باید باقــــــی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی..!

asiye
asiye

@...غزلواره ... برای تو ... برای چشمهایت برای من ... برای دردهایم برای ما ... برای این همه تنهایی ...ای کاش خــــدا کاری کند....

این ارسال را بازنشر کرده است.
asiye
asiye

آنکه رفت به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد. رفتنت مردانه نبود لااقل مرد باش و برنگرد

asiye
asiye

اين دنياي كثيف لعنتي عشق هم دارد؟؟؟؟ نمي بيني نام مجنون را بر بيدي نهاده اند كه بر سر هر خيابان با باد هر هوسي مي لرزد......

asiye
asiye
در پاییز

انگار پاییز هم بامن هم صداست زانوی غمش را بغل گرفته سرد شده دیگر امیدی برای ادمه دادن ندارد پاییز همانند زندگی منی خودت هستی وشاخه های عریانت تنهای تنها

asiye
asiye
در پاییز

پاییز درهیاهوی باد نفس میکشد. و قناری از اتاق فرمان قفس سمفونی بهار را پخش میکند..

asiye
asiye
در پاییز

بارسفربستم به پاییز منتظرت ماندم ولی نیامدی بی وفا مگر فصل های من و تو چقدر فاصله اشان است

asiye
asiye

چقدر سخته بعد یه مدت ببینیش قندتو دلت آب بشه با خودت بگی این عشق منه بخوای بلند فریادبزنی هی فلانی میدونی چقدر دلم برات تنگ شده چقدر آرزوی دیدنت رو داشتم همین که میخوای دهن بازکنی اسمشو صدا کنی یادت میاد اون دیگه مال تونیست اون دیگه ازپیش تورفته وهیچی جز حسرت وتنهاایی برات نگذاشته چشمات پر از اشک میشه از ترس اینکه غمتو ببینه بهش پشت میکنی و راهتو عوض میکنی تا مبادا اون با دیدن غمت غذاب وجدان بگیره .......... [لينک]

asiye
asiye

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ببین مرگ مرا در من که مرگ من تماشایی است مرا در اوج می خواستی تماشا کن ...... تماشا کن