asiye
اگه یه روز فرزندی داشته باشم، بیشتر از هر اسباببازی دیگهای براش بادکنک میخرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده. بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه. و مهمتر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...
asiye
دیدن عکست تمام سهم من است... از " تــــــــــــو " آن را هم جیره بندی کرده ام ... تا مبادا توقعش زیاد شود !!! دل است دیگر ... ممکن است فردا خودت را از من بخواهد ...
asiye
مرده شور اونایی رو ببرن که نه لیاقت موندن دارن نه جسارت رفتن! هی میرن و برمیگردن و گند میزنن به زندگی ادم..
asiye
کاش مثل مژه های چشم بودیم... هر لحظه به یکدیگر میرسیدیم... وقتی هم خسته مان میشد در آغوش هم بودیم
asiye
بــعضی زخمها رو
باید درمان کنی
تا بتونی
به راهت ادامه بدی ...
بــعضی زخمها ،
... ... باید
باقــــــی بمونه
تا هیچوقت
راهت رو گم نکنی..!
asiye
آنکه رفت به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد. رفتنت مردانه نبود لااقل مرد باش و برنگرد
asiye
اين دنياي كثيف لعنتي عشق هم دارد؟؟؟؟ نمي بيني نام مجنون را بر بيدي نهاده اند كه بر سر هر خيابان با باد هر هوسي مي لرزد......
asiye
انگار پاییز هم بامن هم صداست زانوی غمش را بغل گرفته سرد شده دیگر امیدی برای ادمه دادن ندارد پاییز همانند زندگی منی خودت هستی وشاخه های عریانت تنهای تنها
asiye
پاییز درهیاهوی باد نفس میکشد. و قناری از اتاق فرمان قفس سمفونی بهار را پخش میکند..
asiye
بارسفربستم به پاییز منتظرت ماندم ولی نیامدی بی وفا مگر فصل های من و تو چقدر فاصله اشان است
asiye
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ببین مرگ مرا در من که مرگ من تماشایی است مرا در اوج می خواستی تماشا کن ...... تماشا کن