دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

asiye

ازگلایه های دنیا سهم من فقط سکوت بود درباره »
asiye
زن - مجرد

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(71 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

asiye
asiye
در پاییز

پاییز فصل عشقم من بود اما نام جدایی برآن نهادند نمیدانم به خاطر پاییز بود که عشق من نافرجام بود یا بازهم پاییز بهانه ای است برای دلگرمیم

asiye
asiye

هميشه يه خاطراتی هست که وقتی بهشون فکر ميکنی با صدای بلند به خودت ميگی من چه قدر خر بودم

asiye
asiye

ز من فاصله بگير ! هر بار که به من نزديک می شوی ، باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت ! از من فاصله بگير ! خسته ام از اميد های کوتاه .......!!

asiye
asiye

زخمی بر پهلویم است ، روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که میرقصم

asiye
asiye

گفتم بهت کاری ندارم روشونت سرنمیزارم برو از تو روزگارم من دیگه راهی ندارم دیگه پا رو دل گذاشتم جز تو هیچ کس رو نداشتم میدونم عهد روشکستم به خدا که پشیمونم بیا یه فرصتی ده میخوام عاشقت بمونم هی میگم دیگه تمومی نمیخوام پیشم بمونی هی نگوکسی ندارم من میخوام تنهات بزارم اما نه این عشق من باش همه روزگار من باش بیا این دفه گذشت کن کینمو ازدل به در کن برو از تو روزگارم من باهات کاری ندارم خنده هات بلای جونم تیشه بود به استخونم بیا یه فرصتی ده میخوام عاشقت بمونم هی میگم دیگه تمومی نمیخوام پیشم بمونی

asiye
asiye

سلاااااااااااااااااااااام

asiye
asiye

مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد طعنه های دیگران است ! شاید اگر این " دیگران " نبودند ، تو زودتر از اینها برای من ، مـُرده بودی...

asiye
asiye

پائیز را دوست دارم به خاطر عدم اعتنایش به بهار و زندگی را تقدس میکنم زیرا روزی هزار بار نفرینش میکنند اما هرگز نمیمیرد

asiye
asiye

خدایا از اینکه منو در حد ایوب به حساب میاری ازت ممنونم !! ولی میشه دیگه بی خیال شی؟؟!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
asiye
asiye

مگر تو از موسی پیامبرتری،که به جای اشاره ... نگاهم کردی ... به جای دریا ... دل من شکافته شد

asiye
asiye

من و تــــــــو براي رسيدن به هم هيچ چيز كم نداريم به غير از يك معجزه ...!!

asiye
asiye

آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نمي خوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو مي‌بريم خونه، مامانو مي‌خوريم

asiye
asiye

تا حالا دقت کردین مادر، شنگول و منگول وحبه انگور ،شوهر نداشت ولی سه تا بچه داشت!!!؟؟؟

asiye
asiye

چه دنیای مسخره ای شده است این دنیا همش باید احتیاط کنی که کلمه ای از زبانت در نرود که شاید فلان کس در فلان زمان در فلان جای دنیا بهش بر بخورد و یا اینکه فلان نفر نسبت به این حرفت فلان برداشت را کند و این برداشت فلان پیامد را برایت داشته باشد عجب دنیای مسخره ایست که همه چی به فلان بستگی دارد و بس...

asiye
asiye

آنجا کسی نبود! غیر از من و خیال و تنهایی!