asiye
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف کاش کسی جایی منتظرم بود...
asiye
سرت گرم است ... آن جا یا هیچ کجا فرقی نمی کند! مزاحمت نمی شوم ... اما بدان ... حرارت سرگرمی هایت مرا سوزاند !!!
asiye
می خندم !
دیگر تب هم ندارم
داغ هم نیستم
دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد شده ام
asiye
مگر تو از موسی پیامبرتری،که به جای اشاره ... نگاهم کردی ... به جای دریا ... دل من شکافته شد
asiye
ای نخل ملاحت سخنان تلخ و نگاه تند دلم را گرفت...چه میوه ی تلخی داری