asiye
بعد از "خدا حافظی" ، بر نگــــردید و به عقب نگاه نکید. . بد دردرسری میشه این " آخرین نــــگاه "
asiye
بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه... محکم بغلت کنه... بذاره اشک بریزی راحت شی.... بعد آروم تو گوشت بگه: " دیوونه من که باهاتم "
asiye
وقتی ، فقط به خاطر پری قصّه ، بخوای قهرمان داستان بشی ؛ آخرش چیزی نخواهی شد ، جز همون کلاغی که به خونش نرسید ... !!!
asiye
بــعضی زخمها رو
باید درمان کنی
تا بتونی
به راهت ادامه بدی ...
بــعضی زخمها ،
... ... باید
باقــــــی بمونه
تا هیچوقت
راهت رو گم نکنی..!
asiye
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد
asiye
چه آشی پخته بود چشمانت برای دلم،کشکی کشکی عاشقت شدم!
asiye
کفش هایم که جفت می شوند دلم هوای رفتن می کند من کودکانه بی قرار تو می شوم بی آنکه بیندیشم چه کسی دلتنگ من خواهد شد....
asiye
اشک چشمم ، شراب بغض های چندین ساله بود....اشک ریختم ...مست شدی و رفتی.....
asiye
آدم برفی نبودم....که به پایت...یک شبه آب شوم... .مــــن....مو به مو سفید شدم....!
asiye
من اگر پیامبر میشدم ، معجزهام خنداندن کودکان ِ خیابانی بود...