deldeleh
توصیف یه چوپان از زندگی :وقتی پشم گوسفندانم را چیدم دیدم همه گرگند...
deldeleh
تنها جایى که حجاب مى کنیم هنگام نماز است! گویا تنها کسى که با ما نامحرم است خداست
deldeleh
درد یعنی سرت به همون سنگی بخوره که به سینه میزنی
deldeleh
پستانکم را نگیر مـــــادر این جهان گریه های مدام دارد....
deldeleh
این روزها دلگـــرمی میخاهم وگرنه چیزی که زیاده سرگرمــــی....
deldeleh
اگه با گرگها زندگی میکنی زوزه کشیدن را بیاموز!چون ما در روزگاری زندگی میکنیم که تنها خدایش از پشت خنجر نمیزند