دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

deldeleh

تنها یک چیز است که همیشه مرا اندوهگین می کند، و آن این است که می بینم بزرگ شده ام! درباره »
deldeleh
زن - مجرد
امتیاز: 1097.2

دنبال‌شدگان

(316 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(316 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

deldeleh
deldeleh

اگر دو نفر لبه پرتگاه باشن کدوم رو نجات میدی؟؟؟ اونیکه دوسش داری یـــــــــــــــــــــــــــــا اونیکه دوستت داره؟؟؟

deldeleh
deldeleh

دلم به بهانه بچگی گریست...بگذار بزرگ شود تا بداند همیشه هر چه بخواهد نیست...

deldeleh
deldeleh

تو رو باید میشناختم که هزار تا چهره داشتی....روی احساس ودل من داشتی قیمت میگذاشتی....:تو:نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست....چینی شکسته دل دیگه پیوند شدنی نیست....

deldeleh
deldeleh

از فریب انسانها دلگیرمشو زیرا اینان روی زمینی زندگی میکنند که روزی یکبار خودش را دور میزند..........

deldeleh
deldeleh

نیمکت باهم بودنمان تنهاست من دل نشستن ندارم تـــــــــــــــو دلیل نشستنم باش

deldeleh
deldeleh

گلیمی ندارم تا پایم را از ان درازتر کنم....در جاجیم تنهایی خود جا گرفته ام بی هیچ حاجتی.............

deldeleh
deldeleh

ادمها حرف میزنند...ادمها فقط حرف میزنند.....

deldeleh
deldeleh

ازنبـــــــــودنــــــت" دلـــگـــیر نیـــســـتم... از اینـــکـــه روزگــــــاری "بــــــودی"، دلگـــیــرم

deldeleh
deldeleh

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی . پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه . - مطمئنی ؟ - نه . - چرا گریه می کنی ؟ - دوستام منو دوست ندارن . - چرا ؟ - جون قشنگ نیستم . - قبلا اینو به تو گفتن ؟ - نه . - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم . - راست می گی ؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد. چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!

deldeleh
deldeleh

امروز بابام از باغچه دوسش ی گل کنده بود از دانشگاه که اومدم داد بهم ولی من فهمیدم واسه من نبوده واسه خانومش بوده خدا بده شانس

deldeleh
deldeleh

چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد… این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد. وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

deldeleh
deldeleh

[فایل]

deldeleh
deldeleh

deldeleh
deldeleh

@SaⓗaB ا سحاب همون اهنگیرو گذاشتی که من خیلی دوسش دارم....ینی عاشقشم......

deldeleh
deldeleh

@بابک... حق با توست ... این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند... آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگوید حق با توست.....

این ارسال را بازنشر کرده است.