محراب احمدي
يه مردو زن يه روز تويه بازار مي گشتن...يه دفعه يه پسري مي ياد مي گه آقا اجازه هست كه من زن تونو نگاه كنم و لذت ببرم....يه دفعه مرده اعصباني ميشه و يقه ي پسره رو مي گيره و مي كوبونه به ديوار... ميگه چه غلطي كردي؟؟؟....پسره مي گه كه ديدم همه تويه بازار دارن بدون اجازه به زنتون نگاه مي كنن و لذت مي برن..با خودم گفتم لااقل من از شما اجازه بگيرم.... مرده از خجالت آب مي شه.....بعد يه لحظه به زنش نگاه مي كنه مي بينه با اوضاعي كه زنش داره......همين هم بايد باشه....!!!!!!!!!!
محراب احمدي
يه خبر فوري...امشب تا صبح شبه.......
محراب احمدي
و شايد فردا شبي در كار نباشد.....
محراب احمدي
انتخابات تو شهر ما ابطال شدا.....
محراب احمدي
گور بابايه پست ارسال كردن......كسي كه لايكت نكنه...چه فايده..../// اصن مي شينم فقط لايك مي كنم....
محراب احمدي
بچه رنگه خودكارن تموم شده...كسي خودكار نداره.....يكي بهم بده..؟بازم مي خوام بنويسم....
محراب احمدي
گرمايش را حس مي كنم......
محراب احمدي
كوهنه دل....غم و غصه.....خيالات....همه جوره خريداريم....