محراب احمدي
نوشتن خيلي آسونه...هيشكي نيست عمل كنه...(خيلي كم...).......!!!
محراب احمدي
دیگر سکوت نشانه ی رضایت نیست از آن زمانی که شلوارهای کهنه و پاره نشانه ی فقر نیست...
محراب احمدي
روزگاریست شیطان فریاد می زند اگر انسان دیدید خبرم کنید،سجده خواهم کرد!!!!!
محراب احمدي
خرمشهر را خدا آزاد كرد........
محراب احمدي
دیده ام، تن های بی سر را به خاک// سینه ها دیدم فراوان، چاک چاک //آسمان، در چشم یاران تنگ شد// مسجد و محراب از خون، رنگ شد// سنگ و خاک جاده با خون شسته ایم// زیر آوار، آشنایان جسته ایم/این همه بیداد، آخر بگذرد// زخم تیر و تیغ و خنجر بگذرد// شهر من! ای شهر پر آوای درد// ای نشان پایداری در نبرد! //زیر هر گامی شقایق کاشتیم// تا که این پرچم فرا افراشتیم// قلب تاریخ زمینی شهر من! //غرقه در خون این چنینی شهر من.....
محراب احمدي
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی آتش به شب تار زدی خسته نباشی ای غصه دمت گرم که در لحظه شادی با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی......