هیچ جمله ای بهش نمیگم . چون دوست دارم که بدون ناراحتی بره و هر چقد بیشتر ذهنش درگیر من بشه بیشتر ناراحت میشه و من هم همینطور . و البته این قسمتی از زندگی هست و اینکه به تصمیمش احترام میذارم . شاید بگم خوشبخت باشی .
اعتراف میکنم که باید اعتراف بکنم به یک چیزی که نمیتونم اعتراف کنم . وقتی میخوای اعتراف کنی ولی نمیتونی اعتراف کنی میفهمی که چقد اعترفف نکرن به چیزی که میخوای اعتراف کنی سخته .
نه اصلا . من واقعا چیزی رو که بهش اعتقاد دارم میگم . اصلا اینجوری نیستم که بخوام چیزی رو طلافی کنم . وقتی باحات صحبت میکنم حتما خوبی دیدم که میام پیشت .