عمه اون گونه های استخونیت اشک نگه نمیدارن که!!! از اول هم به داداشم گفتم این خانوم آشپزی بلد نیست!!! نیگا نیگا یه پوست استخون شدی عمه!!! منم باشم دلم میگیره :::> تریپ خواهرشوهری
با اجازتوون ما یکی ا بازیاموون گرووه کُر بازی بوود دخترا شعر میخووندن پسرا باید فاصله ش قوقولی قووقوو میکردن یه علیرضا داشتیم وسطاش قاطی میکرد شعر میخووند پرتش میکردیم بیروون