دریـــا
امروز با کُلیا حرف زدم! خیلیاشون اونایی بودن که نمیخواستن دیگه رای بِدَن! خدا رو شکر راضی شدن اکثریتشون. -- بهشون گفتم: ... نذارید تنها بشیم، نذارید پاشیده بشیم از هم... - خیلیاشون رایِ چند نفره دیگه هم به حرفِ اونا بستگی داشت. خب روزِ مفیدی بود! : )
علیرضا
با دوستم داریم میریم ستاد . خودم شخصا علاقه ندارم برم . اما خب میریم ببینیم چجوریه .