≠Jaguar≠
عـــِشق را کــِنار تیرک راه بند ، تـــازیانِه میــزَنند . !!!
≠Jaguar≠
سلام دوستان ، حال و احوااااال ... چطورید ؟
≠Jaguar≠
شعر نوشته ی امشب من ( رزمی کار خاندان ) م.ا
≠Jaguar≠
فقط در عجبم از این که با من بودی ، نه فکر عشقی که به یادم بودی ، در عجبم از این که گفتی میرم ، نه باوری کنم که من حقیرم ... در عجبم که عاشقم نبودی ، با تکه حرفی لایقت نبودم ...م.ا
≠Jaguar≠
آنقدر سکوت میکنم که بر اندامم خطی را به یادگاری نبینی و نفهمی که نقشه ی فرار است یا رسیدن به تو . م.ا
≠Jaguar≠
غم انگیزترین چیزی که در عمرم دیده م می دونید چی بود؟ دارکوبی بود که به یه درخت پلاستیکی هی نوک زده بود . بعد دارکوبه نگاهی به من کرد و گفت : « ای رفیق صمیمی ... ای ... درخت هم درخت های قدیمی
≠Jaguar≠
هر وقت توی آب یه آدمی رو می بینم
که سر و ته وایساده
نگاش می کنم و هرهر می خندم
گو اینکه نبایست اینکارو بکنم
چون شاید توی دنیای دیگه ای
در زمان دیگه ای
در جای دیگه ای
چه بسا درست وایساده همون آدم
و این منم که سروته وایسادم !
≠Jaguar≠
اگر روزی عاشق شدی
در آن سوز و گداز شیرین عشق مرا به یاد آر
زیرا همه عاشقان چنان باشند که من :
بی ثبات و بی قرار در هر کار
مگر در خیال چهره معشوق
که در ضمیرشان پیوسته برقرار و پابرجاست