دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Anonymous

هر روز همان روز را زندگي كن و بدين سان تمامي عمر را به كمال زيسته اي درباره »
Anonymous
مرد - مجرد
امتیاز: 8075

دنبال‌شدگان

(2354 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(445 کاربر)

گروه‌ها

(182 گروه)

بازدید

Anonymous
Anonymous

اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .

Anonymous
Anonymous

شکوه ِ دنیا همچون دایره ای بر روی آب است که هر زمان بر پهنای خود می افزاید و در منتهای بزرگی هیچ می شود.

Anonymous
Anonymous

نگاه کن، کوه‌ها آسمانِ بلند را می‌بوسند و موج‌ها همدیگر را در آغوش می‌گیرند خواهر-گل اگر از برادرش اکراه کند بخشیده نمی‌شود و آفتاب زمین را در آغوش می‌گیرد و پرتوهای ماه دریا را می‌بوسند چیست ارزشِ این کارِ دل‌انگیز اگر تو بر من بوسه نزنی؟ پرسی بیش شلی

Anonymous
Anonymous

سلام به تو ای هموطن....

Anonymous
Anonymous

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید طنین نام مرا موریانه خواهد خورد مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید مگر سماجت پولادی سکوت مرا درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید بلاغت غم من انتشار خواهد یافت اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

Anonymous
Anonymous

گفت دانايي که: گرگي خيره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته مي شود انسان پاک وآن که با گرگش مدارا مي کند خلق و خوي گرگ پيدا مي کند در جواني جان گرگت را بگير! واي اگر اين گرگ گردد با تو پير روز پيري، گر که باشي هم چو شير ناتواني در مصاف گرگ پير مردمان گر يکدگر را مي درند گرگ هاشان رهنما و رهبرند... وآن ستمکاران که با هم محرم اند گرگ هاشان آشنايان هم اند گرگ ها همراه و انسان ها غريب با که بايد گفت اين حال عجيب؟

Anonymous
Anonymous

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است... @†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

هر نتی که از عشق بگوید زیباست حالا سمفونی پنجم بتهوون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست@negin_n

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

عشق آمد خويش را گم كن عزيز قوتت را قوت مردم كن عزيز عشق يعني خويشتن را گم كني عشق يعني خويش را گندم كني عشق يعني خويشتن را نان كني مهرباني را چنين ارزان كني عشق يعني نان ده و از دين مپرس در مقام بخشش از آئين مپرس هركسي او را خدايش جان دهد آدمي بايد كه او را نان دهد @†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

او را که دل از عشق مشوش باشد هر قصه که گوید همه دلکش باشد تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد @†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

عشق پرواز بلندي‌ست مرا پر بدهيد به من انديشة از مرز فراتر بدهيد من به دنبال دل گمشده‌اي مي‌گردم يك پريدن به من از بال كبوتر بدهيد تا درختان جوان، راه مرا سد نكنند برگ سبزي به من از فصل صنوبر بدهيد يادتان باشد اگر كار به تقسيم كشيد باغ جولان مرا بي‌در و پيكر بدهيد آتش از سينة آن سرو جوان برداريد شعله‌اش را به درختان تناور بدهيد تا كه يك نسل به يك اصل خيانت نكند به گلو فرصت فرياد ابوذر بدهيد عشق اگر خواست، نصيحت به شما، گوش كنيد تن برازندة او نيست، به او سر بدهيد دفتر شعر جنون‌بار مرا پاره كنيد يا به يك شاعر ديوانة ديگر بدهيد

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی وز گرمی بحث مجلس افروز شوی در مکتب عشق با همه دانایی سر گشته چو طفلان نوآموز شوی @†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این ارسال را بازنشر کرده است.
Anonymous
Anonymous

هم دعـــا کـن گره از کار تو بگشايد عشق هم دعـــا کــــن گره تـازه نيــــفزايـد عشق قـايقي در طلـــب مـــوج بــــه دريـــا پيوست بايـــد از مــــرگ نترســـــيد ،اگـــــر بايد عشق عـاقــبـت راز دلـم را بــــه لبــــانـــش گفتم شايد اين بوسه به نفرت برسد ،شايد عشق شـمع افــــروخــت و پــروانـــــه در آتش گل کرد مـي توان ســـوخت اگــر امـر بفرمايد عشق پيلـه ي عشق مـــن ابــــريشم تنهايي شد شـمع حـق داشت، به پروانه نمي آيد عشق

Anonymous
Anonymous

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست چاره عشق احتمال شرط محبت وفاست مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست گر بزند حاکمست ور بنوازد رواست گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست ور چه براند هنوز روی امید از قفاست برق یمانی بجست باد بهاری بخاست طاقت مجنون برفت خیمه لیلی کجاست غفلت از ایام عشق پیش محقق خطاست اول صبحست خیز کآخر دنیا فناست صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست درد دل دوستان گر تو پسندی رواست هر چه مراد شماست غایت مقصود ماست بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست گر تو قدم می​نهی تا بنهم چشم راست از در خویشم مران کاین نه طریق وفاست در همه شهری غریب در همه ملکی گداست با همه جرمم امید با همه خوفم رجاست گر درم ما مسست لطف شما کیمیاست سعدی اگر عاشقی میل وصالت چراست هر که دل دوست جست مصلحت خود نخواست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Anonymous
Anonymous

زندگي در بردگي شرمندگي است معنــي آزاد بودن زندگــي است ســر كه خـــم گردد به پاي ديگــران بر تن مــــردان بــود بــار گــران بندة حق در جهـــان آزاده اســت مســت وي فارغ زجام و باده است

Anonymous
Anonymous

ز بازار محبت غم خريدم خريدم غم وليكن كم خريدم همين داغی كه حالا بر دل ماست ندانم از كدام عالم خريدم عسل ميجستم ‌از بازار هستی عدم رخ داد جايش سم خريدم ز عشق و عاشقی آگه نبودم غم و درد ترا مبهم خريدم نبودم واقف از آيينهء دل كه از جمشيد جام جم خريدم برای زخم ناسور دل خويش ز مژگان كسی مرهم خريدم محبت عشقری راحت ندارد ز مجبوری متاع غم خريدم

این ارسال را بازنشر کرده است.