Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
شکوه ِ دنیا همچون دایره ای بر روی آب است که هر زمان بر پهنای خود می افزاید و در منتهای بزرگی هیچ می شود.
Anonymous
نگاه کن، کوهها آسمانِ بلند را میبوسند و موجها همدیگر را در آغوش میگیرند خواهر-گل اگر از برادرش اکراه کند بخشیده نمیشود و آفتاب زمین را در آغوش میگیرد و پرتوهای ماه دریا را میبوسند چیست ارزشِ این کارِ دلانگیز اگر تو بر من بوسه نزنی؟ پرسی بیش شلی
Anonymous
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید خطوط منحنی خنده را خراب کنید طنین نام مرا موریانه خواهد خورد مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید مگر سماجت پولادی سکوت مرا درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید بلاغت غم من انتشار خواهد یافت اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
Anonymous
گفت دانايي که: گرگي خيره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته مي شود انسان پاک وآن که با گرگش مدارا مي کند خلق و خوي گرگ پيدا مي کند در جواني جان گرگت را بگير! واي اگر اين گرگ گردد با تو پير روز پيري، گر که باشي هم چو شير ناتواني در مصاف گرگ پير مردمان گر يکدگر را مي درند گرگ هاشان رهنما و رهبرند... وآن ستمکاران که با هم محرم اند گرگ هاشان آشنايان هم اند گرگ ها همراه و انسان ها غريب با که بايد گفت اين حال عجيب؟
Anonymous
هم دعـــا کـن گره از کار تو بگشايد عشق هم دعـــا کــــن گره تـازه نيــــفزايـد عشق قـايقي در طلـــب مـــوج بــــه دريـــا پيوست بايـــد از مــــرگ نترســـــيد ،اگـــــر بايد عشق عـاقــبـت راز دلـم را بــــه لبــــانـــش گفتم شايد اين بوسه به نفرت برسد ،شايد عشق شـمع افــــروخــت و پــروانـــــه در آتش گل کرد مـي توان ســـوخت اگــر امـر بفرمايد عشق پيلـه ي عشق مـــن ابــــريشم تنهايي شد شـمع حـق داشت، به پروانه نمي آيد عشق
Anonymous
زندگي در بردگي شرمندگي است معنــي آزاد بودن زندگــي است ســر كه خـــم گردد به پاي ديگــران بر تن مــــردان بــود بــار گــران بندة حق در جهـــان آزاده اســت مســت وي فارغ زجام و باده است