عاطفه..!
اینــایی که فکر میکنن همه جز خودشون بیشعورن! دائم َم دوست دارن بقیه رو به هر نحوی به بیشعوری متهم کنن!
عاطفه..!
من با فیلمهای ترسناک نمیتونم ارتباط برقرار کنم در کل واسم نه ترسناک ِ نه جذاب،به جز اینکه این آیتم توی ترسناک کردن ِ فیلم استفاده بشه: یه دختر بچه با موهای بلند سیاه ِ خیلی بهم ریخته که زل زده بهت...
عاطفه..!
ای دریغا که شد چَشم ِ سیاهی // قبله گــاه ِ من و روی نمازم...
عاطفه..!
بابا لنگ دراز ِ من! امروز جر و بحث ِ سنگینی با مامان داشتم! یه بار ِ دیگه با جدیّت ازم خواست برگردم کلینیک و اونجا کار کنم تا بعدها دکتر باتجربه ای بشم! اما من دیگه هرگز پام ُ اونجا نمیزارم! راستش از دکتری که قرار بود باهاش کار کنم اصلاً خوشم نیومد! مامان میگه این واسه آینده ت یه الزام ِ! ولی من ُ که میشناسین وقتی میگم نه،یعنی تا ابد نه! اینجوری شد که بهم گفت پس دیگه میری خونه ی عزیز میمونی! منم استقبال کردم و این بیشتر عصبیش کرد...
عاطفه..!
بابا لنگ دراز عزیزم! چند روز پیش داشتم به این فکر میکردم که چقدر خوب میشد اگه میتونستم برات از خودم بنویسم،اشکالی که نداره؟ خوشبینانه بخوام فکر کنم باید بگم میدونم حالا که داری نامه م ُ میخونی لبخند زدی و میگی نه هیچ اشکالی نداره خوشحالم میشم حتی! پس از حالا منتظر نامه های پر از عشق ِ من باشید...
یه بحثی داریم توی روانشناسی به اسم سایه ی گمنام ِ فرد!
13 سال و 2 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 24 دقيقه قبلمیگه اگه دیدید یکی بیشتر از 3.4 بار یه صفت ِ منفی رو به هرکی جز خودش نسبت داد،
شک نکنید که این صفت سایه ِ خودش ِ!
یعنی صفتی ِ که خود ِ اون فرد داراست...