عاطفه..!
اینــایی که فکر میکنن همه جز خودشون بیشعورن! دائم َم دوست دارن بقیه رو به هر نحوی به بیشعوری متهم کنن!
عاطفه..!
روزها رفتند و رفتیم و گذشت! // آه! آری! زندگی افسانه بود...
عاطفه..!
غرض از مزاحمت این بود که همین حالا دختری،به راستی ما شعرا را به حماقت متهم کرد...
عاطفه..!
دلم میخواست توی تقویم نه تابستون بود نه پاییز نه حتی بهار! فقط و فقط زمستون،که هیــــــــچوقت بارون و هوای ابریش تموم نشه!
عاطفه..!
به شب نشینیِ خرچنگ هایِ مُردابی / چگونه رقص کند ماهیِ زلال پرست؟!
عاطفه..!
یک لحظه خواستم! چون کودکی که دست در آتش فرو بَرَد...
عاطفه..!
در باران می دَوی و نمی دانی / خشم یک طپانچه ی خیس، دیگر به هیچ دردی نمیخورد...
عاطفه..!
چنان تنهایی وحشتناکی احساس میکردم که خیال خودکشی به سرم زد,تنها چیزی که جلویم را گرفت این بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود...
عاطفه..!
آدم توی آیینه... تو خوشحالی از اینکه عید اومده؟؟
یه بحثی داریم توی روانشناسی به اسم سایه ی گمنام ِ فرد!
13 سال و 2 ماه و 21 روز و 18 ساعت و 38 دقيقه قبلمیگه اگه دیدید یکی بیشتر از 3.4 بار یه صفت ِ منفی رو به هرکی جز خودش نسبت داد،
شک نکنید که این صفت سایه ِ خودش ِ!
یعنی صفتی ِ که خود ِ اون فرد داراست...