بهروز
ﮔﺁﮬﻰ ﻧـَـﺑـﺁﻳـَـﺩ ﻧــﺁﺯ ﻛـﺷـﻳﺩ ﻧـَـــﺑـﺁﻳـَـﺩ ﺁﮦ ﻛـﺷــــــــــــﻳﺩ ﻧـَـﺑـﺁﻳـَـﺩ اِﻧـﺗـﻅﺁﺭ ﻛـﺷـــــــﻳﺩ ﻧـَـﺑـﺁﻳـَـﺩ ﺩَﺭﺩ ﻛـﺷــــــــــــﻳﺩ ﻧـَـﺑـﺁﻳـَـﺩ ﻓـَـﺭﻳـﺁﺩ ﻛـﺷـــــــﻳﺩ ﺗـَـﻧﮬﺁ ﺑـﺁﻳـَـﺩ دَﺳـﺕ ﻛـﺷــﻳﺩﻭ رَﻓـتــــــــــ ..
بهروز
پــُــــر اَز اَشـــڪـــَـــــــم اَمـّــــا ســــَـــرخـــوشــــــآنــﮧ می خنـــــدَҐ چـِـقــَـــدر سـَـخــتـــــــﮧ اِحســـــآسِ פֿـَــفِگـــــــی ڪــــَـــردَטּ پُشتــــِـــ ایــن نِقـــآبـــِــــ لَعـنَـتـــی
بهروز
کـاش مثل پناهندگی سیاسی و اجتماعی یـه پناهندگی احساسی هم وجود داشت بعد درخواست پناهندگی به آغوش کسی که دوسش داری رو می دادی و یــه مدت زیــــادی تو آغوشش پناهنده میـشدی.......
بهروز
نوشتنم را بهانه ای نیست ... جز گفتن اینکه "من" بعد از "تو" به هیچ "او"یی اجازه "ما"شدن ندارم ...!!
بهروز
همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست گاهی سکوت میکنم تا بفهمی که چه بی صدا باختی...
بهروز
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ... برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است... ... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای برای تويی كه قلبت پـا ك است ... برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است... برای تویی که آرزوهایت آرزویم است..
بهروز
ای آسمانی ترین ستاره ی هستی ! با تو ... جرقه های عاشق شدن ، در آتشکده ی متروک قلبم شعله کشید !! و ... ترانه های عاشقانه ام با تو ... به حقیقت رسید !! و با تو ... و وجود گرم توست که میخواهم بمانم .. و تا همیشه و همیشه .. در کلبه ی عشقم میزبان نفسهای عاشقانه ات خواهم بود .. !!!
بهروز
نگاهت کا[!]ت تا در هوای آمدنت بمیرم، تو همیشه دعوتی رأس ساعت دلتنگی ! تقدیم به همه ی کاربرای دنبالر با احترام....!