بهروز
فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند! بلکه ، شخص دیگری ، فرصتِ از دست داده ی ما را تصاحب خواهد کرد!!!
بهروز
مهم نیست ، قفل ها دست کیست ! مهم این است که کلیدها دست خداست !!
بهروز
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش، پشیمان نخواهی شد! سنت که بالا رفت کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده، که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش… شروع میکنی به خرج کردنشان ... توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی، توی رقص اگر پا به پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند، توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد، در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد. برای یکی، یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی، یک دلم برایت تنگ میشود، خرج میکنی. یک چقدر زیبایی، یک با من میمانی؟ بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی، به مخزدن به اعتماد آدمها، به سوء استفاده کردن،
بهروز
نشانی ام عوض نشده هنوز در همین خانه ام…! فقط دیگر… زندگی نمی کنم !
بهروز
مثل اینکه قصد خوابیدن ندارید باید یه فکر دیگه واستون کنم...
بهروز
پاشید برید بگیرید بخوابید بابا این دنبالرم یکم استراحت کنه...ای بابا
بهروز
همه ی آدما یه روزی بازنشر میشن ...شک نکن
بهروز
کلـــ دنيـــآ رآ هـــم کـــہ בآشتــہ بآشــے . . . بــآز هــــم בلتــــ ميخــوآهــــב . . . بعضــے وقتهــــآ . . . فقـــط بـعـضــے وقتهـــآ . . . بـــرآے يـکــــ لحظــــہ هـــم کـــہ شـــבه . . . همــــہ בنيـــآے يـکــــ نفــــر بآشــے
بهروز
فکر کنم آمریکا ...لایک رو تحریم کرده... دیگه کسی دیگریو لایک نمیکنه
بهروز
مــــــــــــــوهـــــــــآیــــَم راآنقـَـــدرکوتــآهـ میکنـَــمـ تــآ#خــــــآطــرهــ یــ انــــگشـــتانـَــتـــ راازیـــآدبـــــــــــبـَرنــَـد دیــــــریـ نمیــــپایـَـــدکــهــ خاطـــراتــ دوبــــــآرهــ میـــروینـَــــد.
بهروز
تلنگر هم میخواد به ما تلنگر بزنه...
بهروز
خروج از مدرسه: فرار ازاردوگاه جهنمی + غیبت معلم: روز فرشته + حضور معلم: بازگشت گودزیلا + دعوابا مبصر کلاس: بازی با مرگ + دانش آموزی که به درس صدا نشده: لوک خوش شانس + ثلث سوم: شلیک نهایی + سر امتحان: چشمانم برای تو + پای تخته: قتلگاه + نیامدن دانش آموز به مدرسه: گریز ازمرگ + مدیر مدرسه: پدرسالار + گذشتن ازکنار ناظم: عبور ازمیدان مین + اولین کسی که به درس صدا زده می شود: قربانی + نمره صفر: دایره سرخ + بهانه ای برای فرار از مدرسه: دسیسه + معلم ادبیات: مجنون + امتحان: آتش در خرمن + خجل شدن دانش آموز در برابر معلم: به رنگ صدف + جواب دانش آموز در برابرمعلم: می خواهم زنده بمانم + دفتر مدرسه: بازداشت گاه + نگاه دانش آموز به ساعت زنگ تفریح: در پناه تو + زنگ تاریخ: افسانه سلطان وشعبان + اخراج از مدرسه: یکبار برای همیشه + دیپلم: شاید وقتی دیگر + خواستن یک نمره برای رسیدن به ده: در قلب من + وقتی به سر تخته می رود: کمکم کن
بهروز
مرا به اسم کو چک که صدا میزنی لحن صدای "تو" دوست داشتنی ترین صدای عالم است...