ﬡᖲᗩᖇᗩ
کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، تنهایی بهترین همدم اوست
ﬡᖲᗩᖇᗩ
بگذار سکوت قانون زندگی من باشد وقتی واژه ها، درد را نمی فهمند…
ﬡᖲᗩᖇᗩ
دیــوارهـایــی که میـســـازی، هـر روز و هـر روز بیـشتـر میشـونــد! معمار بــ ـی احسـاس ِ مــن؛ آخــر از کجـــا بــرای ایـن همــه دیـوار پنجــره پیـدا کنـم؟
ﬡᖲᗩᖇᗩ
بــراي ِعوض کـردن ِ دنـيـا ...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
میخواهم پلی بسازم از من تا تو.... چقدرسخت است که ندانی چقدرباید ساخت...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
کدوم خواستن،کدوم جنون،کدوم عشق؟ شاید خیلی از این حرفا دروغه... تا وقتی با همیم از عشق میگیم... نباشیم،قولمون حتی دروغه...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے ...! یا ... نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند ...!!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.: دلــــــــــــــم.....!!!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
گردنم درد می کند از بس همه چیز را گردن من انداختی دوست نداشتنت را خیانتت را بی توجهی هایت را بهانه گیری هایت را و در آخر رفتنت را !
ﬡᖲᗩᖇᗩ
کاش میدانستی من سکوتم…حرف است خنده هایم…حرف است حرف هایم…حرف است
ﬡᖲᗩᖇᗩ
گاه مے ـاندیشمـ خــَبر مَرگ مَرا با تو چه کــَس مے ـگوید ؟