arash-reza
یکی از خاطرات سیامک انصاری در یکی از سفرهاش با مهران مدیری: ما با مهران سفر زیاد رفتیم. اما یک سفر شمال خیلی خاطرهانگیز داریم که هر وقت یادم میافتد کلی با هم میخندیم. من عاشق شناکردن هستم؛ شنا در دریا. آن مسافرت ما توام شد با توفانی بودن دریا. من ساعت 6 صبح از خواب بیدار شدم و زدم به آب. موجهای بلندی میآمد و مهران مدام داد میزد: «سیامک برگرد، غرق میشیها، بیا از آب بیرون میخواهیم برویم شبهای برره را شروع کنیم، تو نقش اولی بیا...» و من وسط حرفها مهران از خنده ریسه میرفتم.
نیـــلــ ـــــوفر
هـيـجــانـــے ستــــ . . . ايـنـکـــه ميـان دسـتـانَـتـــــ ، لـحـظـه اے چـشـــم هــــايــــم را بـبـنــــدم و دنـيــــا بـــه سکـوتـــــِ صـــداے نَـفَـس هــايَـتـــــ فــــرو رَوَد نميــــدانــــــے ، هـيـجـــانــــے ستـــــ . . .
""خسته ی""دنبالر...
بشنو پند و مکن قصد دل آزرده ی خویش..............ور نه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
ایرانسل در آینده ای نزدیک: مشترک گرامی چه خبر؟ مامان بابا خوبن؟ بچه کوچولو چه طوره؟ الهی ایرانسل قربونش بره مشترک گرامی یه طرح دارم پاییزه یکی سیم کارت بخر ، دوتا ببر یکی میاره در خونتون یکی می دم به عموتون یکی هم واسه عمتون ! مشترک گرامی کاری باری نداری فعلا ؟ قربونت ایرانسل !