@ﬡᖲᗩᖇᗩ مردمانی هستند که میخواهند بدانند تو چه مرگــــت است ! و وقتی بفهمند چه مرگــــت است ... بهت میگویند : بس کن ! انرژی منفی نفرست ... اینجاست که سکوت معنا پیدا می کند ؛
دختری لنگه کفش اش را در جشنها جا می گذاشت تمام مردان شهر با لنگه کفشی ... جا مانده از رویایی دور و شاهزادگان مدعی که دنبال ردپایی در باد می گردند... باید خیالم را ببندم این تصویر نباید به سنگ سار برسد
@ﬡᖲᗩᖇᗩ اینجا آنقدر شاعرانه دروغ میگویند و آنقدر در دروغ هایشان شاعرمیشوند که نمیدانم دراین سرزمین بااین همه فریب چگونه است که دلم هنوز خواب باران را دوست دارد !!!
چه جنگی راه افتاده بین دل و غرور ... دل تو را میخواهد ... مدام میگوید به دنبالت بیایم ... و غرور پاهایم را بسته ... تــو نترس ... جایت امن است ... قربانی این جنگ "منـم
@α√α ... اوا جان کلی خوشحال شدم از شنیدن اینکه تو هم رفتی به سمت خوشبختی .... کلی برات ارزوهای خوب خوب میکنم ایشاللله خوشبخت و همیشه شاد باشی اوایی بعد عروسیم دعوتم کنی بعد شششششششششششششش همین کلی تبریک
خو تو که میدونی من صبا به زور بلند میشم چرا گیر میدی !؟
دمه خدا گرم
زن با بچه همراهش خریداریم
من اگه بگیرم دختر میگیرم زن بدرد نمیخوره یه بار استفاده شده