ﬡᖲᗩᖇᗩ
"دستــا نـــت" كه مال من باشد ديگرهيچكس مرا "دســـت كــم "نميگيرد..!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
تعطيل تا زماني كه حرفي براي گفتن نداشته باشم تعطيل است...
ﬡᖲᗩᖇᗩ
روسریت را درست ببند، لباس هایت پوشیده باشد، آرایش نکن، حتی اگر راه دارد زیبا هم نباش!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
امشب دیوانگى در من بالا زده! نه سکوت نه موسیقى نه حتى سیگار … هیچ چیز و هیچ چیز این دیوانگى را تسکین نمى دهد
ﬡᖲᗩᖇᗩ
دو رکعتــ گـ ـ ــریه برایـــِ خـــاطـره هـــایمـ یکــ قنـــوتــ ســکوتــ برایــِ یـــادتــ دو سجــــده بی قـــراری برایــِ عشـ ـ ـقِ بربــــاد رفتــه یکــــ تشـهد برایــِ مــ ــرگــِ دلـ ـ ـ ـ م. . .
ﬡᖲᗩᖇᗩ
حـالا هم مـن و تـو را همـان مـن و تـو می نـویسیـمـ امــا تـلفظش خیلی وقـت است متـفـاوت شدهـ...!
ﬡᖲᗩᖇᗩ
کجاست.. صدای مهربان تسکینت... تا بیاید... و ببرد... از من... این همه درد را....
ﬡᖲᗩᖇᗩ
کوچه رادیدی به وقت شب چه تنها میشود؟ بی تو ازآن کوچه هم تنهاترم