بیتـا
پیــراهن سفید تا روی پایش میرسید .. بافـهها روی دو پستـانش بود ...
آناهیتا
یه چیزی از من بخواه تعارف هم نکن
زامبــــی
آخه آهوی عوضی وقتی جنبۀ فیلم ترسناک دیدن نداری بیخود میکنی نگا میکنی که نصفه شب از ترس زنگ بزنی یکی دیگه رو هم بیدار کنی ...ا َه اه اه اه اه
شازده احتجـاب
14 سال و 2 ماه و 29 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل