به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....
زنه اومد مغازه بعد نظر من رو راجع به چند تا از کارا پرسید بعد جوابم گفت آقا سلیقه آقایون و خانوما خیلی فرق میکنه؟؟گفتم خب طبیعتا سلیقه خانوما به هم نزدیکتره یهو رفت.. بعد چند دقیقه برگشت دیدم از پیاده رو دست یه دختره رو گرفته آورده میگه بهش میگه نظر بده کدومشون قشنگتره
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....