به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....
یه دوره وقتی با مامانم جر و بحثم می شد این آهنگ آقاسی رو بلند میخوندم:رو نوشته های سنگِ قبرِ من / تو با خون جگرم رنگی بزن .... اونم چون حرف سنگ قبر من میشد زودی کوتاه میومد و میگفت باشه هر چی تو بگی دیگه اینُ نخون سوئ استفاده از احساسات پاک مادرانه
یکی میره تو سخنرانی شریعتی بهش میگه یه عده با پوشش بد اومدن تو مجلست شریعتی میگه ینی بی حجابن؟؟میگه نه ولی زیر چادر مینی ژوب تنشونه!! شریعتیه م بهش میگه : ـ مومن زیر چادر مینی ژوب پوشیدن منكر است یا از توی جمعیت زیر چادر مردم رو دید زدن!؟
عکسای اول واسه دوران استالینه که تو یکیش 4 تا از سران شوروی کنار همن ولی بعد یه مدت که نیکولای یژوف توسط استالینِ معلوم الحال بوده اعدام میشه از عکس حذف میشه. دو تا تصویر دوم هم مربوط به کتاب اجتماعی کشور خودمون تو سال 88 و 90 که تو اولی کابینه وزیر امور خارجه داره که میر حسین موسوی باشه ولی تو دومی کابینه بدون میر حسینه
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 19 ساعت و 14 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....