reza
چون عاقبت کارِ جهان نیستی است .. اِنگار که نیستی چو هستی خوش باش
reza
ما ز اسب و اصل افتاده ایم ... ما پیاده ایم ای سواره ها
reza
خدا خود پیتبول و جد و آبادش رو لعنت کنه
reza
دیشب تو کنسرت این خانوم دو سه دقیقه تکنوازی قانون داشت من به ضِرسِ قاطع عرض میکنم کاری که اون دو دقیقه تکنوازی با جماعت حاضر در اونجا کرد رو تکیلای 50 درصد نمیتونه بکنه
reza
یه سری روزا هست شبش باید هر دو دستت رو بگیری رو به آسمون و بگی خدایا شکرت امروز بخیر گذشت .. امروز از اون روزا بود
reza
دریغا نیست همدردی موافق ... که بر بخت بدُم خوش خوش بمویَد
reza
اَگر مُراد تو این است بی مُرادیِ من ... تفاوتی نکند چون مُراد یارِ من است
reza
یک استخوان و صد میخ آن پرده را دریدند ... ناموس سایه بر دار سیگار پشت سیگار
reza
سلسله موی دوست حلقه دامِ بلاست ... هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 20 ساعت و 40 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....