reza
نشسته اند ملخ هاي شك به برگ يقينم / ببين چه زرد مرا مي جوند سبز ترينم
reza
یک روز چون زنجیر بر پای من افتادی / یک عمر همچون سایه در پای تو افتادم
reza
دَر کوی تو معروفم و اَز روی تو محروم / گرگِ دهن آلوده و یوسُف ندریده
reza
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا بُود که گوشه چشمی به ما کنند
reza
لذت داغ غَمَت بر دل ما باد حرام / اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم
reza
بویِ جویِ مولیان آید همی .. یادِ یارِِ مهربان آید همی
reza
وقتی حرفای روحانی تو نیویورک رو میشنیدم پیش خودم گفتم صد در صد محمود عذاب الهی بوده
reza
هر که شُدت حلقه در زود برد حقه زر ... خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود
reza
هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.
reza
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست .. عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
reza
مُژهها و چشم یارم به نظر چنان نماید ... که میان سُنبُلستان چَرَد آهوی ختایی
reza
پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی // پشت سر آشوب تابستان عشقی ناگهانی // سینه ام منزلگه اندوه و درد وبدگمانی
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 17 روز و 21 ساعت و 26 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....