دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

reza

درباره ای وجود نداره............ درباره »
reza
مرد - مجرد
امتیاز: 9539

دنبال‌شدگان

(652 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(760 کاربر)

گروه‌ها

(109 گروه)

بازدید

reza
reza

سالهاست که مُرده ام

reza
0002260_youll_never_walk_alone_570_570_LongestSide.jpeg reza

یادش بخیر رو دیوار اتاقم با بلکا این شعار رو در اورده بودم

reza
reza

هیچی دیگه سه نفر رو موتور بودیم یه موتوری با کلی بار تهش گرفت به جلوی موتورمون بعد داشتیم پخش میشدیم رو زمین دو طرفمونم کامیون خدا دلش سوخت واسمون موتور رو یه جوری با پا نگه داشتیم وگرنه الان با بیل داشتن از رو آسفالت جمعم میکردن

reza
reza

یادمه دانشگاه که می رفتیم وقتی اتوبوس جا واسه نشستن نداشت با رفیقم میرفتیم بالا سر دو تا صندلی نشین وامیسادیم بعد میگفتیم : وای یارو رو دیدی سرش رفته بود زیر کامیون بعد مغزش از تو چشماش و گوشش زده بیرون تیکه هلای مغزش پاشیده بود اینور اونور چشماشم از حدقه در اومده بود له شده بود چسبیده بود کف خیابون و زبونشم .... در 90 درصد اوقات طرف صندلی رو خالی می کرد و میرفت

reza
reza

کلن از این یارو تتلو خوشمان نمی اید ولی یه جای یه اهنگش قشنگ طعنه زده که : خسته از جای خالی صِدام تو برج میلاد

reza
reza

داداشم از بیرون اومد رفتم شیر حموم رو چرخوندم رو دوش دوشم دقیقن اوردم وسط بعد اومده بره دست و روش رو بشوره جلو در حموم وایسادم میگه چرا اینجا واسادی میگم دارم داداشم رو نگاه میکنم رفت شیر و باز کرد موش اب کشیده شد

reza
reza

الان من دچار یه نوع خودسانسوری مخلوط با مازوخیسمم

reza
reza

اَلا ای هم نشینِ دِل ...

reza
reza
در مشاعره

اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت ... اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود

reza
reza
در مشاعره

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را ... او که هرگز نتوان یافت همانندش را

reza
reza
در مشاعره

دل به دريا زدي و طوفان شد،به غرور نهنگ ها برخورد ... موج منفي گرفت دريا را ، كه سرش را به صخره ها بزند

reza
reza

مگسه به زنش میگه حس میکنم دارم چاق میشم زنش میگه عزیزم انقد گُه خوری اضافه نکن خُب

reza
reza

شکرخدای عزوجل را که کودک درونم نه تنها هنوز زنده ست بلکه خیلی هم سرحال و شادابه

reza
reza

دلم فرهاد تراشِ بیستون رو خواستش ییهویی

reza
reza

یادمه پارسال روزای اخر مهر یه بارون درست و حسابی زد.خدایا امسال هم پیلیز

reza
reza

یه ویلا لب دریا که صبح همین که از خواب بیدار شدم چشمم بیفته به دریا و بدو بدو بپرم توش بعد که خسته شدم بزنم بیرون و بیام سمت ویلا و وقتی دارم خودمو خشک میکنم باز چشمم بیفته به دریا و یه ندایی درونم بگه:احمق دریاستا!!!چرا زدی بیرون؟؟بعد باز بدوام و بپرم تو آب و این پروسه انقدر تکرار بشه که تو دریا غرق بشم و جنازمم هیچوقت پیدا نشه