به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....
اگه زمان برمیگشت به وسطای تابستون 89 میرفتم پشت پنجرشون بعد این آهنگ سامان رو که میگه:"چقد آزار دیگه بسته مردم آزار...من عاشقتم دوستت دارم دلمو نیازار" رو انقد با صدای بلند تکرار میکردم که بیاد دم پنجره و بگه باشه هر چی تو بگی
رفته بودم کوچه پشتی بعد 4 تا دختر بچه نشسته بودن یه پسرِ همسنِ خودشون داشت از سر کوچه میومد یکیشون سریع گفت بچه ها افشین اومد یکیشون میخوند افشین تو در قلبِ منی یکی دیگه میگفت افشین من زنِت میشم اون یکی هم هی میگفت افشین صورتی دلِ منُ بردیآخریِ هم میگفت #افشینِ-پدرسگافشینم به هیچکدوم توجه نمیکرد
@آزاده ایــرانی تولدت مبارک آزاده عزیز...ایشاللا که همیشه سبز باشی و خوشحال وشاد کنار کسی که دوستش داری بمونی و همیشه علامت پیروزی رو نشون بدید..و بعد ها هم یه خونه سبز شبیه این عکسِ داشته باشید مثلنیکی ام تو جُردن
مرسی رضا جان عالییییییییییییییی گفتیییییییییییییییییییییییییییی ولی جردن دوست نمیدارممممممممممم. دوست دارم خونمون وسط شهر باشهههه یه جای پر از آدم و مغازههههههههههههه
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 21 ساعت و 4 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....