روی شیشه با قرمز نوشته بود: " آی سی یو " و من بیخودانه داشتم فكر میكردم " آی سی یو " یعنی " می بینمت " پرستار با وحشت گفت: بیمار از دست رفت و من كبود شدم ......از دست می روم ...شوك می دهند از تخت می جهد... جسم مرده ام اما خط مانیتور مراقبت های ویژه همچنان صاف است... هیچ كس نمی داند كه فقط تنفس مصنوعی كارساز است آن هم از لبهای مكرر تو... جسدم كه رفت !!روحم هنوز بیخودانه فكر می كند " آی سی یو " یعنی " می بینمت...
شاهزاده جان... قربانت شوم،دیشب باز مثل سایر شب ها مشغول چیز نوشتن بودم.هر دم که پهلوی خود را خالی میدیدم هم چنان بود که بمیرم و زنده شوم.نمیدانم به چه زبان عرض کنم که بعد از شما در این منزل اوجان بر من چه گذشت.خصوصا توی همان اتاق که دیشب آخر شب از جهت باد و باران رفتم فهمیدم شما تشریف ندارید،مرگ را به چشم خود دیدم.خدا مرا بی شما زنده نگه ندارد.خودم،جانم،عمرم،مالم،همه فدای سرکار شاهزاده باشد.
یـــکی از همیـــــــن روزهــــــــــا بایـــد خدا را صدا بــــــــــزنم یک میــــــــز دو نفــــــــره دو صنـــــــــدلــی یــــــــکی مـــــــن یـــــــــکی خــــــدا حــــــرف نمـــــــیزنم نـــــــگاهم کافیــــــست میـــــــــدانم برایـــــــــم اشــــــــک می ریــــــــزد!!
بیانیه #احمدی-نژاد خطاب به ملت ایران ... بسم الله الرحمان الرحیم ملت شریف ایران زیاد ناراحت نباشید، قفل هایی که من به #اقتصاد زدم حسن #کلید-ساز که هیچ #باباشم نمی تونه باز کنه!!! دوست دار شما محمود #کلید-ساز