گوشی ِ تماما سایلنت ، با همه خفه بودنش یک عالمه حرف دارد برای گفتن.گوشی تماما سایلنت ، یعنی این گوشی مخاطب خاص دارد.مخاطب خاصی که دائم گوشی را وادار میکند به دیلینگ دیلینگ کردن.مخاطب خاصی که دیلینگ دیلینگ ِ ناشی از تماس ها و پیام های او را کسی نباید بشنود. که خودش، وجودش، تکست های ریز و درشتش،تماس های گاه و بیگاهش،اصلا همه چیزش یک راز است و این راز می تواند بسته به شخصیت آدم های رابطه،بزرگ باشد یا کوچک.از این رازهای موقتی باشد یا راز ِ مگوی ِ ابدی. صاحبان ِ این گوشی های تماما سایلنت،شامل دو زیر مجموعه اند که چندان توفیری هم ندارند با هم: دسته ای که مخاطب خاصشان واقعا خاص است و واحد،دسته ای که "مخاطب هایی" دارند تماما خاص. بحث، بحث ِ بسته شدن صدای گوشی برای یک نفر یا ده نفر نیست که بحث ِ اصل ِ ممنوع شدن ِ صدا برای غیر است.همین که تو حق شنیدن ِ صدای پیام ها و تلفن های کسی را از بقیه میگیری ، یعنی خوشبختی.اصلا مهم نیست رابطه ات با آن یک نفر ، یا آن ده نفر بصورت توامان ، به نتیجه برسد یا نه.مهم این پنهان کاری است که علیرغم منفی بودن ِ ذات ِ قضیه ، خیلی هم شیرین است ..
بعضی ها هم هستند که نه...گوشی شان وِل است و رها. صدایشان خفه که نیست هیچ ، تا ته ِ ته هم برده اندَش بالا که اگر دری به تخته خورد و کسی، اشتباهی حتی،شماره شان را گرفت یا پیغام های تبلیغاتی گذارشان به inbox ِ متروکه افتاد، بشنوند.این گوشی ها و صاحبانش حال آدم را بد میکنند.رو بودن هم حدی دارد آخر...
ولی امان از این گوشی های گذر کرده از معبر ِ سخت و جانفرسای " تغییر" . اصلا تغییر همیشه بد است.ذات ِ تغییر که نه...عبور از گسل های بوجود آمده در هر تغییر است که حال آدم را بد میکند.شبیه دوران بلوغ مثلا.دردهای بلوغ همان دردهایی است که در گذر از راه " تغییر" متحمل میشوی.
چنین گوشی هایی،یک روز خفه بودند و بیصدا.صاحبانشان مخاطب خاصی داشتند و پیام های ممنوعه ای و تماس های یواشکی و قفل و زنجیری که به در و دیوار ِ گوشی بسته شده بود.روزگار نمی چرخد و شاید هم بد می چرخد و اینها میرسند به معبر " تغییر".مخاطب خاص میرود و گوشی ها ول میشوند و رها.صدایشان تا ته ِ ته میرود بالا و inbox از حالت خصوصی به حالت عمومی تغییر هویت میدهد.
صاحبان ِ این گوشی ها را مراعات کنید که از بد وضعیتی گذر کردند و شاید در وضعیت بدتری گرفتار شدند.
اول تشکر از تمام کسانی که #تولدم رو تبریک گفتن خب حالا بریم سر اصل مطلب از اونجایی که در خواست کیک کردین منم آدم لارج دیگه واستون کیک خریدم برید صفا کنید (گرچه قبلا گفتم عمه ندارم به روحم اعتقادی ندارم کادوی مجازی کیکشم مجازیه پرابلم ؟)
دوستان منو نمیدونم میشناسین یا نه من قبلا اینجا یه اکانت داشتم به اسم رزیتا ولی متاسفانه الان نزدیک به دو هفته اس نمیدونم چرا باز نمیشه مجبور شدم این اکانت جدید رو بسازم و وارد بشم راه دیگه ای نبود دوستان اگه دوست داشتین منو دنبال کنین ممنون میشم خدا کنه دوستام ببین این اکانتمو
عرضم بخدمتون که سلااااااااااملکم ما نیز دست از کپی پیست کردن چندروزیه که برداشتیم ولی اینجا با اجازتون یه اعتراف باید بکنم و اونم اینکه خداااااااااااییش واسه ما کپی کارا ,ترکش سخت ولیکن نشد نداره
اخرش ما که نفهمیدیم ما چیکاربودیم که عضو این گروه شدیم من ورزش بلد نیستم
تنها یکم فوتبال و ادمکشی و... در نت و کامپیوتر انجام می دهم .... بشتر از " @تمامی حقوق محفوض " توی سایت استفاده می کنم
یاد گرفته ام روی کنایه هایت،لبخند بِکشم مثلِ پارچه ای سفید که کشیده میشود روی اجناسِ قیمتی! که اجناسِ قیمتی،قِدمت دارند...درست مثلِ کنایه هایت. یاد گرفته ام سکوتت را حل کنم میانِ فنجانِ بی تفاوتی یک نفس سَر بکشم و یادم برود قبلش بفرما بزنم! فریادت را اما،چَپ کنم روی میز،لَکش برای ابد بماند... یاد گرفته ام اخمهایت را پای خستگی بگذارم و وسط نکشم پای هیچ قصد و غرضی را... من...یاد گرفته ام... سلامِ بی جواب،آنقدر ها هم که فکر میکردم درد ندارد،میشود تحمل کرد،کنار آمد... و کنار آمدم... کنار کشیدم اصلا...
معذرت از این که خطاب گروهی فرستادم ...یادی کردم از تمام عزیزانی که از اول عضویتم تا به حال همراه همیشگیم بودند ....و خوشحالم دوستانی دارم همدرد و همدل وهمراه ...سپاسگذارم از تک تک عزیزانم ...
در زمان #مجنون خوبان بودند از #لیلی خوبتر اما محبوب #مجنون نبودند.. #مجنون را می گفتند که #لیلی صورت نیست. خوبترانند بر تو بیاریم او می گفت که آخر من #لیلی را به صورت دوست نمی دارم و #لیلی صورت نیست.