دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الهام

عضو گروه b.s.g / درباره »
الهام
زن - مجرد
امتیاز: 4000.05

دنبال‌شدگان

(820 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(765 کاربر)

گروه‌ها

(65 گروه)

بازدید

الهام
الهام
توسط موبایل

يه روز يا من دنبالرو ميكشم يا اون منو

الهام
الهام
توسط موبایل

دنبالر

الهام
الهام
توسط موبایل

شاممونو سوزوندم

الهام
الهام
توسط موبایل

بهم گفت اگر بگويي بمير ميميرم .......براى يك امتحان كوچك به اون گفتم بمير سالها در تنهايى به سر ميبرم كاش هيچوقت امتحانش نميكردم.......

الهام
الهام
توسط موبایل

يادش بخير يه روز تو مدرسه بارون ميباريد شديد.....هيشكي نميرفت حياط منو دوستام رفتيم حياط و دراز كشيديمو آهنگ بارونه سياوش قميشي رو خونديم بعدشم پاشديم بري باخ رو خونديمو رقصيديم......يادش بخير.......

الهام
الهام
توسط موبایل

اين حساسيت فصلى منو ديونه ميكنه

الهام
الهام
توسط موبایل

وااااااااى ساعت ٤:١٥هس فردا كلي كار دارم من رفتم بخوسم خداحافظ همگى به جز يه نفر.......

الهام
الهام
توسط موبایل

خداجونم بعضيا چه راحت قضاوت ميكنن چه راحت تهمت ميزنن چه راحت غيبت ميكنن چه راحت با آبرويي ادما بازي ميكنن و...خدا جونم ناراحت نباش كه همچين بنده هايى دارى ايشالا درس ميشن.....

الهام
الهام
توسط موبایل

دلى.....

الهام
الهام
توسط موبایل

بعضيا چه بى جنبه هستن

الهام
الهام
توسط موبایل

اى خدا آنكه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهاييم گذاشت....اي خدا گوي جهنم عولسين سَن دَ اونه تَه گوي ....پيشيه دي البير

الهام
الهام
توسط موبایل

رفته بودم مدرسه واسه ثبته نام مدير ازم تعهد گرفت يه بار ديگه شلوغ كني اخراج.......آخه يكى نيس بگه آخه من كي شلوغي كردم اين بار دوم باشه!!!!!!!!

الهام
الهام
توسط موبایل

يه بار با يخ دوستم رفته بوديم بيرون.....رفتيم چيپس بگيريم من گفتم حوصلم سر رفته بيا يه كاري بكنيم يكم بخنديم اونم قبول كرد چيپس رو گرفتيم بدون اينكه پولو بديم الفرار.......كلي خنديدم البته بعدش برگشتيم پولو داديم فروشنده مرده بود از خنده

الهام
الهام
توسط موبایل

٢ماه پيش با دوستام رفته بوديم مشهد هتل ما ٦طبقه بود خلاصه ما توي همكف شام رو خورديم و رفتيم بالا چون صف اسانسور زياد بود از پله ها رفتيم ما هم طبقه ي ٦بوديم خلاصه خسته بوديم و اصلا متوجه نشديم كه به جاي ٦رفتيم ٥......درو باز كرديم رفتيم اتاقمون دراز بكشيمو بخوابيم كه چي ديديم.........5 تا پسر همين طور مات داشتن نگامون ميكردن اصلا نفهميديم چه طور فرار كرديم

الهام
الهام
توسط موبایل

عصر رفته بوديم باغ......مثله هميشه پريدم رفتم بالاي درخت گردو ٣تا انداختم پايين توي چهارمي خودم باهاش رفتم پايين