الهام
توسط موبایل
-سلام خوبي؟من كه بدون تو اصلا خوب نيستم داغونم.....-ببخشيد شما؟؟؟؟!!!!!
الهام
توسط موبایل
بهم گفت اگر بگويي بمير ميميرم .......براى يك امتحان كوچك به اون گفتم بمير سالها در تنهايى به سر ميبرم كاش هيچوقت امتحانش نميكردم.......
الهام
توسط موبایل
وااااااااى ساعت ٤:١٥هس فردا كلي كار دارم من رفتم بخوسم خداحافظ همگى به جز يه نفر.......
الهام
توسط موبایل
خداجونم بعضيا چه راحت قضاوت ميكنن چه راحت تهمت ميزنن چه راحت غيبت ميكنن چه راحت با آبرويي ادما بازي ميكنن و...خدا جونم ناراحت نباش كه همچين بنده هايى دارى ايشالا درس ميشن.....
دستمال کاغذی به اشک گفت:
15 سال و 14 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبلقطره قطرهات طلاست
یک کم از طلای خود حراج میکنی؟
عاشقم !
با من ازدواج میکنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر سادهای
خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله میشوی
چرک میشوی و تکهای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشهای کنار جعبهاش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکهای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمالهای کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانههای اشک کاشت.
ايول بابا بزرگ دستمال كاغذي اَپِل ميدي
15 سال و 14 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبل توسط موبایلمنم گفتم خودتی
15 سال و 14 روز و 23 ساعت و 21 دقيقه قبلقلبم میگه میکروفون رو بردار ...
عالي بود بابابزرگ.....
15 سال و 14 روز و 23 ساعت و 20 دقيقه قبل توسط موبایل


15 سال و 14 روز و 23 ساعت و 15 دقيقه قبل