چپىها مىگفتند «جاسوس #آمریکاست. براى #ناسا کار مىکند.» راستىها مىگفتند «کمونیسته.» هر دو براى کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کند. یک کمى آن طرفتر دنیا، استادى سر کلاس مىگفت «من دانش جویى داشتم که همین اخیراً روى #فیزیک پلاسما کار مىکرد.»
دید در معرض تهدید دل و دینش را.... رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را.... رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر.... چفیه و قمقمه و پلاک و پوتینش را... روح تمام شهدا مخصوصا شهید چمران شاد...
در لبنـان:
بعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكي مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا ميكند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان ميشود تا چنين پايگاهي را تأسيس كند.
او به كمك امام موسيصدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مباني اسلامي پيريزي نموده كه در ميان توطئهها و دشمنيهاي چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحة شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده ميكند و عليگونه در معركههاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو ميرود و در طوفانهاي سهمناك سرنوشت، حسينوار به استقبال شهادت ميتازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستمگران روزگار، صهيونيزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرايان «فالانژ»، به اهتزاز درميآورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قلههاي بلند كوههاي جبلعامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرمانيها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمي سرخ و به شهادت خون پاك شهداي لبنان، بر كف خيابانهاي داغ و بر دامنة كوههاي مرزي اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.
سلام .خوبین دوستای گلم.من چند روز پیش پستی گذاشتم در مورد امزش لایک زنی امیدوارم که یادتون باشه.حالا اومدم یه نظر سنجی در رابطه با اون پست انجام بدم.امیدوارم دوستان اعلام نظر و باز نشر بکنن.و اما سوال نظر سنجی( بعد اموزش لایک زنی توسط بنده ی حقیر ایا پدیده ی لایک زنی بیشتر شده؟؟؟؟؟؟؟؟<باز نشر یادتون نره.فدای محبت هاتون> .........1) بله..............2) خیر..........3) بدتر شده.........4) اعصابتون رودارم خورد میکنم
بهش میگفتن انحصارطلب، #دیکتاتور، مرفه، پولدار. دوستانش دوستانه گفته بودند چرا جواب نمیدهی؟ تا کی سکوت؟ #بهشتی پاسخ داد: مگر نشنیدهاید #قرآن میگوید «ان الله یدافع عن الذین امنوا». یعنی وظیفه من این است که #ایمان بیاورم، کار خدا این است که از من دفاع کند. دعا کن من وظیفه خودم را خوب انجام بدهم. #خدا کارش را خوب بلد است.
(گوش کنین)!! - یبار منو پسر عمم رفته بودیم تهران ، خونه عمم اینا ، بعد رفتیم زمین چمن نزدیک خونشون که فوتبالی بزنیم ، - چند تا از بچه های اونجا میخواستن بیان با ما فوتبال بازی کنن ، میترسیدن بگن ، به پسر عمم میگفتن ، گفت خب چرا به خودش نمیگی ، گفت خب اخه بسیجیه!!(اینا دیگه چه ندید بدیدایی بودن) - بعدن کم کم اومدن ، بازی میکردیم ، انتظار داشتن ما از فوتبال سر در نیاریم ، واسشون وقتی دریپ های خوشکل میزدیم تعجب آور و حتی خنده دار بود ، یکمی گزشت ، من یه بار قیچی برگردون زدم و گل شود ، اینا هنگ کردن ، یکمی گذشت ، دیدن بسیجی ها هم هیچ فرقی با خودشون ندارن ، بلکن باصفا ترن ، رفقای جون جونی شدن ، بعدش از ما امضا گرفتن..!! ، و نمیدونم چرا ولی همه با اشتیاق از ما میپرسیدن که خوش به حالتون شما چجوری بسیج عضو شدین..؟ - (ادما معمولا از چیزایی که خیلی سر در نمیارن میترسن یا ازش یه غولی توی ذهنشون درست میکنن...)!! - (هیچ اشکالی نداره و البته عالیه که آدم هم بسیجی باشه و هم بازیکن باشگاه صبای قم..!!) - البته من 1ماه میشه که عضو بسیج شدم..
چقدر جالبه که توی این دنیای مجازی بعضی ها هم قانون و هم ادب رو خیلی راحت زیر پا میگزارن..
اگر کسی حرفی داره میتونه خصوصی به خودم بزنه..
اما حداقل نمیزارم توی این تایپیک...