فرهاد 72
تنهایی قشـــنگترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به هیچـــکس نداری .... !!!
فرهاد 72
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم؛ نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم، برای اینکه نگذارم بیایند!
فرهاد 72
راست و دروغ (طنز) کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است. کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است. کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است. کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست. کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است. کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است. کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است. کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است. کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است. کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است. کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است. کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است. کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.
فرهاد 72
عجب موجود سخت جانی ست دل ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد! ღ♥ღ
فرهاد 72
يکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود(دقت کنید،هیچ کس نبود) .. ... ... ... .... .. در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند... .. ... .. حالا می فهم، ما با قصه خواب نمی رفتیم. همون اول هنگ می کردیم!!!!
فرهاد 72
دوستان واقعی مثل صبح هستند ؛ نمی شود تمام روز آنها را داشت... اما مطمئنی که فردا ، هفته ی بعد ، و تا ابد هستند.
فرهاد 72
بعد از رفتنت جای خالیت در دلم مثل کفشهای سیندرلا اندازه هیچ یک از مردم شهر نشد ...
فرهاد 72
خسته ام از سوال های سخت ، پاسخ های پیچیده ازکلمات سنگین فکرهای عمیق پیچ های تند نشانه های بامعنا ...! دلم تنگ میشود ، گاهی برای یک لبخند ، ساده........ یک احوال پرسی ...... یک درد و دل طولانی ..........
فرهاد 72
آدم وقتی.. یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه میکنه.. دیگه اون حس رو با کس دیگه ای نمیتونه تجربه کنه.. بعضی حس ها خاص و ناب هستن..
فرهاد 72
خداوندا ما را ببخش بخاطر درهائی که کوبیدیم و خانه ی تو نبود ..!
فرهاد 72
سرخوشانند، ستايشگر خورشيد و زمين همه مهر است و محبت، نه جدال است و نه كين اشك مي جوشد در چشمه چشمم ناگاه بغض مي پيچد در سينه سوزانم، آه پس چرا ما نتوانيم كه اين سان باشيم به خود آييم و بخواهيم كه: انسان باشيم
فرهاد 72
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود بهم میرسانیم. نمیدانم آن سو برای شما تکه چوبی هست؟ من اینجا جنگلی را به آتش کشیدم...