سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو معنای جدیدی بودی برای باورهای کهنه ی لای کتابم !
سید احمد ثاراللهی
اینقدر غم خورد و درد کشید و غصه زد تو رگ که over dose کرد!
سید احمد ثاراللهی
توی دنیای بچه گی بادکنک از هواپیما می بره!
سید احمد ثاراللهی
تا کی پیاده پا روم اندر پی اش به پیش ... نادر توان گرفتن مرغ پریده را
سید احمد ثاراللهی
بچه که بودم پدرم تو بازی ها هیچوقت بهم آوانس نمیداد و نمیذاشت الکی ببرم. شرط هم میبستیم و اگه میباختم از پول توجیبیم باید شرطو (که غالبا شام بود) میدادم! شاید واسه همینه که وقتی بزرگ تر شدم تونستم با باخت هام کنار بیام و بهاشو بپردازم.
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبل(س.الف.ث)