دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سید احمد ثاراللهی

تحصیلات معمول زمان خود را در رشت به ‌پایان برد و از محضر پدر خود نیز بهره گرفت. ثاری بعد از اتمام ت... درباره »
سید احمد ثاراللهی
مرد - مجرد
امتیاز: 8506

دنبال‌شدگان

(2098 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(837 کاربر)

گروه‌ها

(244 گروه)

بازدید

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

و بیایید تا بیاموزیم: نجابت را از گل سرخ/لطافت را ازبهار عطش را ازتابستان/تنهایی را از پاییز پاکیزگی را از زمستان/عشق را از اغماض ایثار را از عشق/و دوست داشتن را از مادر!

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

میدونی بهترین دلتنگی چیه ؟ اینه که حضورتو حس کنم اما کنارم نباشی...

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

زندگی یک آرزوی دور نیست؛ زندگی یک جست و جوی کور نیست زیستن در پیله پروانه چیست؟ زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست گوش کن ! دریا صدایت میزند؛ هرچه ناپیدا صدایت میزند جنگل خاموش میداند تو را؛ با صدایی سبز میخواند تو را زیر باران آتشی در جان توست؛ قمری تنها پی دستان توست پیله پروانه از دنیا جداست؛ زندگی یک مقصد بی انتهاست هیچ جایی انتهای راه نیست؛ این تمامش ماجرای زندگیست

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

تو را دوست داشتن اگر یک خطاست به تکرار باران خطا میکنم.

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

اینکه عاشق چه باشیم اساسی ترین مساله بشریست. واگر پاسخ این باشد:به هر آنچه هست(عشق)بورز درمیابیم که جهان پیرامون به همین ترتیب عشق میورزد و هیچ عشق ورزیدن دیگری نیست که جاودانه باشد...........

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

چه کنم؟ چاره کجاست؟ سهم من در دل این ویرانی یک سبد بی تابی است غم من تا به گل لاله سرخ دو شقایق باقیست دیده ام بارانی است کاش آنجا که دل از عشق سخن ها میگفت قلب ها سست نبود کاش در این دل تنگ مهر در بند نبود...

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

از ابشار پرسیدم تو کیستی؟گفت اشک کوه گفتم از چه میگریی؟گفت از دوری دوست !!!

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

باران بود واغاز گنجشک ها ومن متوقفشدم روی لبخندی که اشارت رفتن داشت لبخندی اشنا -بی انکه سالها نقاب ازچهره بردارد با من بود و اما ناپیداتر پای تمام ارزوهای نا رسیده من بهباد شدم از رفتن خاک شدم مشتی خاک در هوا در رودی که طعم بهار می داد وخاکم بوی علف من بارها امدم از شرق خیال با اغاز باران با باد با شکوفههای انار ناتمام از چشمان دیگران باریدم به عشق =((گنگ))را به تقدس ((نیل))را به هوای طور و ((فرات))را به تشنگی . . . اما نمیدانم این بارتا رسیدن به تو چقدر باید بیایم و بیتو ته کنم و طواف دل در هوای تو؟

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر ولی از این دو دردناک تر این است... که ندانی باید صبر کنی یا فراموش.

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

هراس من همه از مردن در سرزمینیست که مزد گورکن ار بهای آزادی آدمی افزون باشد...

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

جغد گفت :خداوندا ادم هایت مرا و اوازهایم را دوست نمیدارند! خدا گفت:ادم ها عاشقه دل بستن اند!دل بستن به هرچیز کوچک و بزرگ!تو مرغ تماشا و اندیشه ای وانکه میبیند و دل نمیبندد... "دل نبستن ،سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست!"

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

دلم هوایت را کرده کاش بودی و باهمه خستگیها می خندیدیم ... تو می دانی دلم بهانه چه چیز را می گیرد ذره ذره وجودم پر از بهانه است بهانه نبودنت من از این همه تنهایی خسته ام چرا با من حرف نمی زنی ؟ چرا نیستی ؟ تو کجایی؟ چرا دیگر برایم نمی نویسی ؟ چرا؟

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

خداوندا دلم تنگ است و میدانم که فردایم همین رنگ است! خداوندا دلم با مردمانی که نمیدانند دریا چیست،چگونه یک صدا باشد! خداوندا دلم سرد است... رهایم کن از این طوفان دریایی...

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

هیچکس با من نیست... مانده ام تا به چه اندیشه کنم... مانده ام در قفس تنهایی... در قفس میخوانم... چه غریبانه شبیست... شب تنهایی من...

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست،عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود. گفت :یارب از چه خوارم کرده ای ؟بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ خسته ام زین عشق،دلخونم نکن.من که مجنونم تو مجنونم نکن .مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم .گفت:ای دیوانه لیلایت منم،در رگت پنهان و پیدایت منم. سالها با جور لیلا ساختی،من کنارت بودم و نشناختی.