وایییییییییییییییییییییییییییی دلم تیکه تیکه شد خداااااااااااااااااااااا پدرومادرش چی میکشن یه بار تو بیمارستان نی نی منو سرنگ زد گریه کردیم منو خانومم خدا صبر بده به همشون
اعتراف میکنم که یه بار سه تا سگ دنبالم کردن ، وقتی دیدم سرعتشون از من بیشتره و دیر یا زود بهم میرسن ! برگشتم دویدم سمتشون ، اون سه تا هم هنگ کردن ! ترمز زدن با نیم متر خط ترمز ! بعد سه تایی شروع کردن به فرار کردن ! احتمالا پیش خودشون گفتن این دیگه چه خریه ! بعد از این واقعه تا مدتها احساس ابهت میکردم