حی علی الـ عزا ./
من میگم آدم نباید فقط اندازه ی نوشته های سنگ قبرش خوبی کنه ./
حی علی الـ عزا ./
همونجوری که میخواست یه مَرد بودم ؛ سخت ُ بی احساس ؛ اما دلم سوخت ؛ اما نشد مردونگی کنم ؛ نتونستم بذارم بره ./
حی علی الـ عزا ./
امــشبـــ از اون شــَـبـاس کــ ه غــَـم رو دوس دارم : ]
حی علی الـ عزا ./
از دســتـت خـسـتــ ه شــُـدم ؛ دِل بــده ./
حی علی الـ عزا ./
12:00 | سه شنبه یِ این هفته تموم شد : [
حی علی الـ عزا ./
خـنــدیــدم ؛ بخند . راست ُ دروغش مهم نیست ./
حی علی الـ عزا ./
رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت. وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم... مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری.ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد. از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم .
حی علی الـ عزا ./
شاعر میگه : " به یاد ِ اون که روزشُ با گریه افطار میکرد " : ]
حی علی الـ عزا ./
بهش میگم پاشو امشب بریم دیشب که نشد ، میگه ولی امشب چهار شنبس ؛ : ]
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 23 ساعت و 51 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 23 ساعت و 51 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./