امير
امام جمعه: ما انفجار بوستون آمریکا را محکوم میکنیم تمام انسانها حق زندگی دارند نمازگزاران : تکبیر: مرگ بر آمریکا
امير
چه دوستى پاكى دارندكفشها..هركدام كه گم شوندآن يكى را آواره خودش ميكند.
امير
همین که هســـتی همین که لابـــلای کلـــماتم نفــــس میکشـی راه میـــروی ، در آغوشـــم میگـــیری... همین که پنـاه ِ واژه هایـم شـده ای همین که هنوز ســــایـه ات هسـت... همین که کلماتم از بی "تــو"یی یتـیم نـشده اند کافیسـت، بـرای آرامـــــش این روزهایم بـــــــاش! حتــــی همین قدر دور.
امير
چقدر اینجا مسخره شده....اینهمه کاربر بی حال به چه درد میخورند...همه کاربر نماند
امير
ما زنده به عشقیم ولی عشق تب دوست ، ما طالب مرگیم ولی در طلب دوست ما تشنه دردیم ولی از غم هجران ، درویش نگاهیم ولی با لب خندان
امير
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم.....ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما...
امير
بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم ! بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل ! با دلت ، دل حکم کن ! حکمِ دل : هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود. پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم . این دلِ من ! رو بکن حالا دلت را ! دل نداری ؟! بُر بزن اندیشه ات را ... حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم
امير
از خونه همسایه بوی کیک اومد بعد بوی آش رشته اومد الان هم بوی قرمه سبزی میاد می خوام برم در بزنم بگم ما به جهنم خودتون اسهال می شین بدبختا!
امير
دختر و پیرمرد فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه . - مطمئنی ؟ - نه . - چرا گریه می کنی ؟ - دوستام منو دوست ندارن . - چرا ؟ - جون قشنگ نیستم . - قبلا اینو به تو گفتن ؟ - نه . - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم . - راست می گی ؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!
امير
از ننگ چه گوئی که مرا نام ز ننگ است........
امير
در مذهب ما باده همان است ولی کن....بی روی تو ای سرو خرامان حرام است...

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 38 دقيقه قبل