امير
من بلبل آن گلم که در گلشن راز..... پژمرده شد و منت شبنم نکشید
امير
درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . .
امير
تا همیشه های دور .. تا سپیده های نور .. تا هروقت که در دستانم ..جانی باشد ..! برای تو ..خواهم نوشت ! حتی اگر .. هیچ وقت .. هیچ یک را نخوانی…
امير
بچه ها سیستم چت سایت چطوری فعال میشه؟
امير
در نمازم خم ابروی تو بر یاد آمد.....حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
امير
تو را ناديده اي از ديده بهتر دوست ميدارم. تو را با جان شيرينم برابر دوست ميدارم . تو را اي آسمان عشق و اميد و وفاداري، به قدر آسمان و ماه و اختر دوست ميدارم . فرستادم برايت نامه اي از راه دور امشب ، كه تا باور كني اي ماه منظر،دوست ميدارم . نثارت كرده ام گلچيني از ديوان اشعارم، تو را اي برتر از ديوان و دفتر، دوست ميدارم . اگر صد بار آزارم دهي من با صفاي دل ، برايت مي نويسم بار ديگر، دوست ميدارم. برايم نامه اي از عشق با پیك صبا بفرست. سحر گاهان صبا چون مي زند در، دوست میدارم . برايت دانه مي پاشم به بام عشق و دلداري ، ا گر افتي به دامم چون كبوتر دوست میدارم...
امير
تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز می کشم ناز یکی تا به همه نازکنم
امير
ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده.. ماها آدمای بی احساسی نیستیم ماها بی معرفت و نا مردم نیستیم یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن که یه سری بــــاورامون و از بین بـــردن!!
امير
اگر ذهن خالی مثل شکم خالی سر و صدا می کرد آنگاه انسانها همیشه به دنبال دانش بودند ...
امير
شکسپیر گفت : من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم .. انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز .. خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و .. قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن .. قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن .. قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش .. قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش .. قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن .. قبل از تنفر ؛ عشق بورز .. زندگی این است .. احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر ..
امير
شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام...........
امير
آیا تو کجا و ما کجائیم / تو زان کهای و ما ترائیم مائیم و نوای بینوائی / بسمالله اگر حریف مائی افلاس خران جان فروشیم / خز پاره کن و پلاس پوشیم از بندگی زمانه آزاد / غم شاد به ما و ما به غم شاد تشنه جگر و غریق آبیم / شب کور و ندیم آفتابیم گمراه و سخن زره نمائی / در ده نه و لاف دهخدائی ده راند و دهخدای نامیم / چون ماه به نیمه تمامیم بیمهره و دیده حقه بازیم / بیپا و رکیب رخش تازیم جز در غم تو قدم نداریم / غمدار توئیم و غم نداریم *ليلي مجنون نظامي گنجوي
@h03ein
14 سال و 11 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 26 دقيقه قبل