aynor
كنار آمده ام با دلتنگيهايم.. كنار آمدم با تنهائي هايم .. كنار آمدم با تقدير... سرنوشتم هرچه باشد مي پذيرم .. به يك شرط..... تو كنار ِ من باشي ..............
خندون دنبالر
من دیگه کم کم رفع زحمت کنم...دوستان فعلا خداحافظ
اِبی بن بست. . .
شب همگی دوستان بخیر ....خوش باشید.....شب بخیر....ماکه رفتییم تااااااااااا فردا
خندون دنبالر
مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد : « در کیسه ها چه داری». او می گوید « شن» . مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا... این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود. یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی می گوید : دوچرخه! بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 26 روز و 9 ساعت و 5 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 4 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 11 ماه و 18 ساعت و 27 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 11 ماه و 18 ساعت و 24 دقيقه قبل