یه خواهر زاده دارم 3 سالشه یه روز براش یه بسته پفک بزرگ خریدم بعد بهم هی می گفت :بخل (بخور). بخل بخل دیگه من 1 دونه برداشتم خوردم بعد اومدم بعدی رو بردارم گفت : خیلی می خولی ها شام نمی خولی ها بزال(بزار) بدنم بخول هول نزن
برات پیش اومده وقتی پای تلفن باید خداحافظی کنید اما هنوز دلتون میخواد صداشو بشنوید یهو میگید راستی؟! میگه : جانم...؟! آروم میگی : دوســـتـــت دارم آخ .... که این چند ثانیه آخر چقدر می چســـــبـــه".
@ســجـی سجاد و جواد @jpmfm در رستورانی نشسته بودند. جواد با همان لقمه ی اول فلفلی خورد و اشکش درآمد....سجاد گفت چی شد؟ چرا گریه می کنی؟ ....جواد از شیطنت نگفت فلفل تند بوده تا سجاد نیز گر بگیرد که جواد گفت : هیچی یاد داداشم افتادم که اعدامش کردن..... سجاد همدردی کرد و او هم لقمه ای با فلفل در دهان گذاشت و اشک او هم در آمد. و بعدش جواد بهش گفت چی شد؟ تو چرا گریه می کنی؟...سجاد گفت : گریه ام گرفته که چرا بجای داداشت، شومپت دروغگویی مثل تو رو اعدام نکردن
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 24 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 48 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 11 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 16 ساعت و 8 دقيقه قبل