ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
بــعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی اما... بــعضـی زخمها ، باید باقی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
بی اعتنا از كنارت رد میشوند! قدم هایت! به مانند كودكی است كه شروع به راه رفتن می كند تفاوتش این است: تكیه گاه او دستان مادرش و تو... عصای شكسته!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
شاید فاصله ها بتوانند نگاه ها را از هم دور کنند ولی قدرت این را ندارند که یادها را از هم دور کنند
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
نمي خوام با عشق باهام دوست باشي.....با عشق باهام بمون.....
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
میگویندشکستنی رفع بلاست؛ ای دل تحمل کن... شاید حکمتیست....
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
به سلامتی پدر که " نمی توانم " را در چشمانش زیاد دیدم ولی از زبانش " هرگز " ....نشنیدم !!!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
به فکر نوازش دست های منی ، بی آنکه بدانی دلم است که تنها مانده ، دست هایم دوتایند !
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
بخود گفتم كه از آهن كنم دل ندانستم كه تو آهنربايي
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
برای نیــامدنــت / ..
دلیل محکــم دســت و پــا کن
آنــقدر محکــم
کــه وقتی چوب لای چــرخ زبانــت می گــذارم،
و ا ژ ه هایـــت
لَنــگ نزننــد
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست تنها آسمانمان یکیست
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
یکی را آرزو کردی و رفتی / برایش پرس و جو کردی و رفتی / تو هم تا آبرو از من گرفتی / مرا بی آبرو کردی و رفتی !!
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
دانه تسبیح می مانم ! در سرای زندگی با رشته ای مسدود در میان دانه ها مفقود کاه بالا می برندت سست گاه پایین می کشندت سخت سالیانی
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
من سالها درون مردابی منزل داشتم مردابی که فکر می کردم تمام دنیاست من سالها دلم به این خوش بود که من خوشبخت ترین ماهی دنیام هر شب با سکوت
اگرم سر نزنه ......
13 سال و 24 روز و 14 ساعت و 6 دقيقه قبلیا دیگه براش مهم نیستی !
یا اینکه تو اولویت بندیش اومدی سطوح پایین !
یا اینکه سرش شلوغه !
که ما همون آخری رو فرض می کنیم
ایول داری....
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبلمَـن کهِ هَمیشه ِ بِت سَر می زَنَم
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبلمرسی روزیتا ..ممنونم از محبتت ...
12 سال و 10 ماه و 29 روز و 9 ساعت و 25 دقيقه قبل