Kelash
ای کفترانِ دورترین خوابهای من پرهای قرمزی که به جا مانده از شما دارد میانِ بالشِ من زرد می شود
Kelash
امید باران در ریگ های داغی که... ***دو نیم مرده... و موسیقی کلاغی که...*** صدای باد می آمد که هدیه اش شن بود*** نفس کشیدن - هرجور!- غیرممکن بود
Kelash
باید بخندم پیش تو بغض ِ صدایم را*** بیرون بریزم مثل هر شب قرص هایم را*** باید ببخشی که بدم، خیلی «غلط» دارم! ***با هر که بودی، باش! خیلی دوستت دارم ***من را ببخش امشب اگر چشمم سیاهی رفت*** تا صبح پیشم باش! تا صبحی که خواهی رفت...** بگذار تا مویی بماند از تو بر تختم*** با هر که بودی، باش! من با درد، خوشبختم!
Kelash
از خواب می پری انگشت هاش در...*** گنجشک پر... کلاغ پر... پر... پرنده پر...*** از خواب می پرم خوابی که درهم است*** آغوش تو کجاست؟! بدجور سردم است
Kelash
از خواب می پری از لمس دست هاش** و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش** از خواب می پرم می ترسم از خودم **دیوانه بودم و دیوانه تر شدم
Kelash
فروختم همه ی خاطرات دورم را**** فروختم همه ی خویش را، غرورم را ****فروختم به سرانگشت ها و تحسین ها ***و گم شدم وسط ِ بوق ها و ماشین ها
Kelash
تو نیستی و من و برج های تکراری ***تو نیستی و من و عشق های بازاری ***تو نیستی و مرا می جوند هی شک ها*** تو نیستی و من و خنده ی مترسک ها
Kelash
توسط پیامک
هه از تو مترو پست نوشتنم حال میده ها...هه
Kelash
معما : من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
Kelash
مرئ نامرئي : اگه تونستين اين مرد نامرئي روببينين
Kelash
[صدای ساعت زنگی... و رأس ساعت ۷ //جدا شد از بغلم آنکه بایدم می رفت] ///سوار بال قشنگی!! که جغد پر می زد //کسی که پشت دلم بود هی به در م
Kelash
یك سینه حرف هست، ولی نقطهچین بس است/ خاتون دل و دماغ ندارم.... همین بس است /یك روز زخم خوردم یك عمر سوختم /كو شوكران؟ كه زندگی اینچنین بس است