Kh**O*R**SH*I**D
دوستش دارم...بزرگيش را،سكوتش را،أبهتش را،تنهاييش را،حكمتش را،صبرش را،و بودنش عادتيست مثل نفس كشيدن!!خدا را ميگويم........
Kh**O*R**SH*I**D
زندگى...زندگى به من اموخت...أدمها نه(دروغ)ميگويند...نه زير(حرفشا)ميزنند...اگر چيزى ميگويند..........صرفا(احساسشان)در همان لحظه هست!نبايد رويش حساب كرد!!!
Kh**O*R**SH*I**D
هميشه در سختى ها به خودم ميگفتم :اين نيز ميگذرد...اما حال ميدانم انچه ميگذرد عمر من است نه سختى ها!
Kh**O*R**SH*I**D
مگر خودت نگفتى خداحافظ؟پس چرا وقتى گفتم به سلامت نگاهت تلخ شد؟برو به سلامت...ديگر سراغم را هم نگير!خسته تر از ان هستم كه بر سرراهت نشينم.....دليل رفتنت را جويا شوم!
Kh**O*R**SH*I**D
من ديوانه نيستم فقط كمى تنهايم همين!چرا نگاه ميكنى؟تنها نديده اى؟به من نخند من هم روزگارى عزيز دل كسى بودم!!
Kh**O*R**SH*I**D
سكوت...و ديگر هيچ نميگويم...!كه اين بزرگترين اعتراض دل من است به تو!سكوت را دوست دارم بخاطر أبهت بى پايانش.....
Kh**O*R**SH*I**D
كاش زندگى به همين سادگى بود....به همين سادگى!!خالى از حسرت،،،،پوچ از تنهايى،،،بدون بغض....كاش او...!
Kh**O*R**SH*I**D
گاه مي انديشم...چندان مهم نيست اگر هيچ از دنيا نداشته باشم.همين مرا بس كه كوچه اى باشد و باران...و خدايا زلال تر از باران است!