دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ﺍﻳﻦ ﭘﺴﺖ ﺭﺍ ﺳــــــﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗــــــــﻮ ﺑﻨﻮﯾﺲ ... ﺣﺮﻑ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺰﻥ ! ﺍﮔﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮔﻔﺘﯽ ﺍﺳﻤﺶ " ﺣﺮﻑ ﺩﻝ " ﺍﮔﻪ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯽ ﺷﻪ " ﺣﺴﺮﺕ !!!..." ﺍﺯ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻟﺘـــــ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ! ﺑﻨﻮﯾﺲ ﺑﺮﺍﯾـــــــــﻢ ...

1392/05/02 - 17:26 در بنویـــس . . .
42 ديدگاه
الی

خداجون دوست دارم که هنوز نشناختمت

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 59 دقيقه قبل
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

درد من، حرفایی هست که نمی شه هیچ جا نوشتشون و نمی شه به کسی گفتشون...

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 42 دقيقه قبل
لیلی سابق xX

خیلی درگیرم ... خدا یه مشهد به من بده ....بیام خودمو تخلیه کنم .... داغونم داغون ... خودت میدونی توی ای چند وقت چقدر شوک و خبر دداغون بهم خورده ...خودت هوامو داشته باش ......

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 5 ساعت و 40 دقيقه قبل
♡✿♡ sea girl ♡✿♡

عجب روزی این پستو گذاشتی...روزی که هنوز یه کوچولو از درگیری قبلیم با یه سری ادم نفهم سر علاقم باقیمونده و تمومش پیش کشیده شد...ای خداگاهی برا بعضی دوستی ها و اعتمادها تفم زیادیه.

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 49 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

درد بی دردیه آبجی...یه موقعی خوشی زیر دلمونو زد پاشدیم اومدیم اینجا تمام وقت وانرژی روزانه خودمونو گذاشتیم پای اینکه شب که اومدیم چی بنویسیمو چی بگیم...غافل از اینکه اینجا یا حرف حساب خونده نمیشه یااگه خونده بشه مسخره خاص وعام میشیم...تصمیم خودمونو گرفتیم مثه بقیه از روز مرگیا اتفاقای گاها خوب وخنده دار وگاها بد وملال انگیز حرف بزنیم...عاشق بشیم وتوگروه برای مخاطب براش پست بزنیم(نه عاشق آدمای اینجاها کلی میگم)فارغ بشیمو فوشش بدیم آخرین اسی که از یه دوست اومدو بنویسیم..ار عادتامون بگیم,اعتراف کنیم،جک بگیم،یکی به دو کنیم،کل کل استقلال پرسپولیس بکنیم،وخیلی از کارای ایکه میشه تو دنبالر انجام داد...
اعتراف میکنم چه وقتای باارزشی که من پای عشقی که به دنبالر داشتم از دست دادم...تو فکر ترکش نیستم اما دلم یه آرامش میخواد...این چند وقته اینجا خیلی تنش داشتم...فقط یکی باشه که آرومم کنه...اون وقت ببین من واسه آدمای اینجا چه کار که نمی کنم...
خیلی حرف زدم...مثه پست اونشبت که یه بیت شعر بود شد...الان بقیه غر میزنن

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 8 دقيقه قبل
مهشی ــد

حآلم اصن خوش نیس .. دلم ی ِ خدا میخواد .... بگم ک ِ خودش آستین بالا بزن واس درد های من .../

ی ِ بند خبر بد .. ی ِ بند استرس ...

حسرت نش ِ ای کاش چن روز ِ خوش ...

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 1 ساعت و 58 دقيقه قبل
sara iceage

واسه خودم چیزی نمیخوام هرچی خدا واسم سلاح بدونه رو قبول دارم و راضیم ازش.....ولی ....حالش خیلی داغونه خیلی.خداا یه کاری کن دوباره خوب بشه..خدایا کمک کن قوی باشه..من تونستم خودمو جمع و جور کنم.ولی اون طاقت نداره خدا...خیلی ضعیفه..کمک کن بهش ..منم تا میتونم بهش کمک میکنم......

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 1 ساعت قبل
سیـّـد شـﮩـزاده دلشڪسـتہ

حرف زیـــاده ...
درد هم ... اما نوشتنش خیلی سخت!
همه ی حرفها رو نمیشه زد ... اونایی رو هم که بخوایم بنویسیم وقت میخواد!

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 59 دقيقه قبل
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...

@مطهره ورژن ِ پسرونه : ) مطهره جونم خیلی حرفاتو دوست دارم....دوست دارم حرف بزنی...این پست واسه منه...من میخوام بخونمش...من دارم دردای بعضیا رو درک میکنم میفهمم که فقط من نیستم که درد دارم...اما خوشحال نیستم بابتش...ناراحت میشم که دوستام ناراحتن تو این وضعیتی که هستن...دوست دارم به حرفاتون گوش کنم...پس هر چی دوست دارین بگین...من گوش میکنم...دوسِتون دارم بچه هااا...

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبل
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

مرسی غزل.دیگه سعی کردم تمام حرفایی که یه مدت گیر کرده بودو بگم.اتفاقا تو فکر اینم که پستش کنم..خواستم ببینم ادبیاتش خوبه؟

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 18 دقيقه قبل
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

درد که زیاده ولی امیدم به خودِ خداستــــــ ....

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 10 دقيقه قبل
ⓜⓘⓝⓐ

بی دلیل حالم خوب نیس...خیلی وقته با خدام خلوت نکردم...دلم آرامش میخواد...ریختم ب هم بدجور...از خدا خجالت میکشم...

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبل
صــادق هستم SG

کــــاش یه روزِ خوب بیاد : ) فعلا این شده نصفِ دغدغه هایِ زندگیم .. .

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 44 دقيقه قبل
╰☆╮dokhi fazaei╰☆╮

vali bache ha ma rozaye khobiyam darim

chera hamash b rozaye bad fk mikonim

age bekhaym injori pish berim k nemisde zendegi kard

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 22 ساعت و 38 دقيقه قبل
dina.behdad.)zAhRaⓐⓛⓞⓝⓔ)

فعلا دارم با سازش میرقصم ، خیلی حرف دارم باهاش که اگه بعدی بود حتما بهش میگم .. ولی با تمام دلخوریا با تمام حرفای ناگفتم با .. میتونم داد بزنم خیلی دوسش دارم خیلی .. اون نباشه هیچکسیو نمیخوام .. میخوام فقط برا اون باشم.. اونم برا ...

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 8 دقيقه قبل
: ) اَمـــَد

حیف تو راه جا موندم و دیر رسیدم ... وگرنه از سر ِ خط می نوشتم ... ...

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 13 دقيقه قبل
Kh**O*R**SH*I**D

الهى من قربونت برم غزل ممنونم از خطابت!

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 3 دقيقه قبل
Kh**O*R**SH*I**D

حرف دلم اينه:كاش اغوشت رو داشتم...كاش با يادم ميخوابيدى....كاش دوستم داشتى كاش دستم تو دستات بود..............الانم كه سه ماه از جدايى مون ميگذرد اما ميدونم دلت هنوز با منه ديروز كه زنگ زدى بهم و فقط گفتى سلام و بعدش گفتى خداحافظ با خودم گفتم اومده ببينه هنوز دوستش دارم ....ميدونم هنوز دوستم دارى و همه ى كارات لج بازى هست أما هنوز دوستت دارم.......ماه شب هام بدون وقتى نيستى زندگى خيلىىىىىىى سخته.....!ميخواستم تا ديروز صبح بنويسم خداحافظ خاطره....اما الان نميدانم چرا بنويسم فقط ميگويم:خدايا مواظبش باش!

13 سال و 3 ماه و 16 روز و 57 دقيقه قبل
: ) اَمـــَد

هوای ِ حوصله خوب ِ ... پس یکم با پس و پیش از سر ِ خط می نویسیم ...

یعنی نگاهت نگران ِ یار ماندن ...

یعنی دلت مث ِ ماه قرص ماندن به دل ِ ...

یعنی همین ...

که یکی واسه کم کردنش دل به ِ عشق میزنه ...

یکی هم بهونه ِ رو میاره و بس ...

اما در کل ی ِ حرف ساده بیشتر نیست ...

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 30 دقيقه قبل

بازنشر

(18 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)