√ ∂нαмε
کلافه و سردرگم تر از همیشه چشمانم را به تصویر روبرو می دوزم نگاهت از درون قاب عکس عروسی دیوار اتاق همچنان به من خیره شده از اینجا هم داغی عشق چشمانت را می توانم احساس کنم باورم نمی شود اما این چشمها زمانی دلم را لرزاند و هستی ام را به آتش کشید اما امروز نه، این نگاه ازآن تو نیست تو زیباترین چشمهای وحشی دنیا را داری همان چشمانی که مرا دلگرم به ماندن میکرد مگر ممکن است آن دو چشم سیاه بی نظیر هرگز دروغ بگویند؟ نه ، محال است!!! باور نمی کنم بگذار نزدیکتر بیایم صورتت را لمس کنم چشمانت را بهتر ببینم موهایت را نوازش کنم صورتم را با تمام احساسم با گونه های مردانه ات خراش بدهم آه... می بینی؟؟؟ از درون قاب هم معجزه می کنی هنوز هم تو به زندگی من معنا می بخشی دلم شور می زند برایت راستی کجایی؟ حالت خوب است؟ بگذار لبانت را ببوسم شاید حالم بهتر شود نمی دانم دیگر با من هستی یا نیستی ؟ اما درون من مملو از توست... میدانستی شیرین ترین لبان دنیا را داری؟ از همینجا هم می توانم استنشاق کنم
نـیـما*دیـوونه دنـبالر*
طرف اومده بهم پيام داده: { ديگه خسته شدم، دلم ميخواد بميرم.. } . . . . .{دیدگاه}
mahsa.tahna
توسط موبایل
shalam kasi nis me ro tahvil begile? {-۹-}

13 سال و 11 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایل