mohsen
چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم
mohsen
معلم زبان می گوید: همه ی فعل های خواستن با to می آیند .. من … بی تو … هیچ فعلی را نمی خواهم
mohsen
چه کسی میگوید که گرانی شده است ؟ دوره ارزانیست. دل شکستن ارزان. دوستی ارزان است. چه شرافت ارزان. آبرو قیمت یک تکه نان ودروغ از همه چیز ارزانتر. قیمت عشق چقدر کم شده است. کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده قیمت انسان
mohsen
دوباره دلمــ شکستــ از همانــ جایــ قبلیــ.کاشــ میــ شد آخر اسمتــ نقطه گذاشتــ تا دیگر شروعــ نشویــ .کاشــ میــ شد فریاد بزنمــ ! نقطه... ته خط ...
mohsen
دقت کردین اونی که دوسش نداری، اصرااااار پشت اصرار .... اونی که دوسش داری ،انگار نه انگار.!!!
mohsen
یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نیامد چی؟ گفتی اگه چشمای تو بباره آسمون گریش میگیره... گفتم: یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار گفتی به چشم... حالا من دارم گریه میکنم و آسمون نمیباره... تو هم اون دور دورا ایستادی به من میخندی
mohsen
خواستم با یکی درد دل کنمـــ .. ! ؟ اول ازش پرسیدم سیگار داری .. ! ؟ گفت میـــــــــــــخوای بکشی ... ! ؟ گفتم نه .. ! ! تو بکش تا طاقت حرفامو داشته باشی ........
mohsen
در روزگاری که لبخند ادمها به خاطر شکست توست بر خیز تا بگریند.کوروش کبیر
mohsen
کسانی به دوستی خدا میرسند که از مرز دوستی انسان ها با موفقیت گذشته اند. زرتشت
mohsen
به دنبال خدا نگرد.خدا در بیابان های خالی از انسان نیست.خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست به دنبالش نگرد
mohsen
کهنه تر ز دستِ مسافر, دسته چمدان گره خورده تر از یک چشم باکره به لرزش دستان پیچ خورده ریل در ادامه ی نگاه تَرش سکوت ایستگاه,صدای هوو...هووی قطار و خواب قلب خرش...
mohsen
شب بلند, دیوار تاریکی بلند و دست ماه کوتاه
نیست روشنی که بشوید روی تَرم از تاریکی...
mohsen
..اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است.توده ی سلام به سمت شما در حرکت است.ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است
mohsen
میشنوم صدای عشق را از لا به لای نوازش های پر مهر تو میشنوی صدای محبتم را از سوی بوسه های پر از عشق من
mohsen
سیگار بعدی را روشن میکنم کامی از لبش میگیرم بجای لبهایی که چندی است نبوسیده ام انگشتانم بوی تند سیگار میگیرند همان انگشتانی که همچو باد جنگل موهای تورا نوازش میکردند دیگر این اندام سوزان تو نیست که مرا احاطه کرده دود سیگار است و بس… سیگارم که به آخر میرسد لبم را میسوزاند مانند بوسه ای که تو هنگام خداحافظی به آن تقدیم کردی …