صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم وانگه همه بتها را در پیش تو بگذارم صد نقش بر انگیزم با روح در آمیزم چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم تو ساقی خماری یا دشمن هوشیاری؟ یا آنکه کنی ویران هر خانه که میسازم! جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو چ
#محض-اطلاع الان دارم کتاب کافه پیانو رو که تازه خریدم و گویا چاپ سی و پنجمشه این ! میخونم و لذت میبرم... شاید یک جاهاییش رو برایتان تعریف کردم،تا،شما هم کیف ببرید مثل الان من
آدم گاهی حس میکنه از #خودش دور افتاده ، انگار راه زندگیش رو گم کرده... اون مواقع یا واقعا عقب افتاده شدم از زندگیم یا مشاعرم ضعیف شده و دارم فکر میکنم عقب افتادم ... ولی همین که حس کنم خودم نیستم ، حس اعتماد به نفسم رو ازم میگیره ...